به نام خدا 
پنج شب با فردی (به انگلیسی: Five Nights at Freddy's) که بهطور خلاصه با نام فناف (به انگلیسی: FNaF) نیز شناخته میشود، یک فرنچایز چندرسانهای آمریکایی است که توسط اسکات کاتن ساخته شده است. این بازی در سبک ترس و بقا عرضه شد و در همان ابتدای کار که بازی اول در این سری با همین نام و در سال ۲۰۱۴ میلادی منتشر شد، به شهرت جهانی دستیافت.
سری اصلی شامل هشت انیماتورنیک است که در مکانهایی که به نوعی به یک مجموعه تخیلی پیتزافروشی خانوادگی به نام «Freddy Fazbear’s Pizza» مرتبط هستند است. در بیشتر بازیها، بازیکن نقش یک کارمند شبانه را بر عهده میگیرد، که باید از ابزارهایی مانند دوربینهای امنیتی، چراغها، درها و دریچهها برای دفاع از خود در برابر شخصیتهای متخاصم انیماترونیک که در مکانها ساکن هستند، استفاده کند. این مجموعه داستان گستردهای دارد که به تدریج از طریق ضبطهای صوتی مختلف، مینیگیمها و ایستراگها آشکار میشود. این انیماتورنیک ها با نام های فردی.چیکا.بانی.فردی طلایی و پاپت که جسد کودکان را داخل لباس ها گذاشت شامل می شوند
این فرنچایز همچنین شامل بازیهای اسپینآف و رسانههای دیگر، مانند سه مجموعه رمان و مجموعههای گلچینی میشود که یک دنیای خیالی فراگیر را در بر میگیرد. این فرنچایز یک فندوم فعال دارد که به خاطر تولید فنآرت و بازیهای سرگرمکننده شناخته میشود، و کالاهایی برای بازیها در سطح بینالمللی در دسترس هستند که همچنین فیلم پنچ شب در کنار فردی ساخته شد.
تاریخ و توسعه
اسکات کاتن قبل از انتشار بازی فناف،حدود ۳۰ بازی دیگر درست کرده بود. ایده ساخت بازی از جایی آمد که بازی قبلی او که .The Family-Friendly Chipper & Sons Lumber Co نام داشت با واکنش منفی دیگران مواجهشد؛ مبنی بر اینکه شخصیت های بازی ترسناک هستند. ولی قضیه این بود که اسکات ناخواسته شخصیتهای بازی را ترسناک کرده بود. پس این فکر به ذهنش رسید که عمداً یک بازی ترسناک انتشار بدهد.
فناف در ۸ اوت ۲۰۱۴ میلادی منتشر شد. در ۲۰ اوت، این بازی در استیم هم منتشر شد. بعد از مدتی که یوتیوبرهای معروف دنیا از این بازی ویدئو گذاشتند، شهرت این بازی بالا رفت و تبدیل به یکی از هیجانانگیزترین بازیها شد.
بازیهای بعدی در ۱۰ نوامبر ۲۰۱۴، ، ۲ مارس ۲۰۱۵، ۷ اکتبر ۲۰۱۶، ۱۴ دسامبر ۲۰۱۷، ۲۷ ژوئن ۲۰۱۸، ۲۸ مه ۲۰۱۹، ۲۵ نوامبر ۲۰۱۹، ۲ دسامبر ۲۰۱۹ و ۱۶ دسامبر ۲۰۲۱ منتشر شدند. همچنین دنیای فناف در یک پست استیم توسط اسکات کاتن در سپتامبر ۲۰۱۶ اعلام
و در ۱۵ ژانویه ۲۰۱۷ منتشر شد. اسکات کاتن همیشه تیزرهایی از بازیهایش در وب خود و تریلرهایی در کانال یوتیوبش میگذاشت.
او از کلیکتیم برای ایجاد بازیهای پنج شب با فردی و اتودسک تریدیاس مکس برای مدلسازی و رندر کردن گرافیکهای سه بعدی بازیها استفاده کرد.[۸] برای بهبود فناف مکان خواهر، شبیهساز پیتزافروشی فردی فزبر، شب سفارش نهایی، فناف درخواست کمک و تحویل ویژه، اسکات از صداپیشگان حرفهای و موسیقی اصلی استفاده کرد.
در مه ۲۰۱۶، او اعلام کرد که تمامی عناوین توسط شرکتهای شخص ثالث برای انتشار روی کنسولها بازسازی میشوند.
اسکات در سال ۲۰۱۵ در وبگاه خود اعلام کرد که قصد دارد اولین رمان خود را با نام چشمهای نقرهای در آیندهای نزدیک منتشر کند. و البته اعلام کرد که داستان داخل رمان با داستان داخل بازیهایش فرق دارد.
در ۲۰ ژوئن ۲۰۱۶، اسکلاستیک اعلام کرد که با اسکات در یک قرارداد با چند کتاب همکاری خواهد کرد.
کتاب چشمهای نقرهای در ۱۷ دسامبر ۲۰۱۵ در آمازون کیندل منتشر شد و نسخه شومیز کتاب در ۲۷ سپتامبر ۲۰۱۶، کمی زودتر از تاریخ انتشار اولیه اکتبر آن منتشر شد.رمان دوم، "پیچ خوردهها" در ۲۷ ژوئن ۲۰۱۷ منتشر شد و پس از آن، کمد چهارم در ۲۶ ژوئن ۲۰۱۸ منتشر شد.
جامپ اسکرها
هر بازی در سری اصلی شامل جامپاسکر هست که بازی را با شکست به پایان میرساند زیرا انیماترونیک به بازیکن حمله میکند.در بیشتر جامپ اسکرها، یک شخصیت انیماترونیک بهطور ناگهانی در دید بازیکن ظاهر میشود و به دنبال آن صدای جیغ بلند یا غرش میآید. برخی از جامپ اسکرها، از جمله گلدن فردی (در بازی اول)، نایتمر و نایتمریون (در بازی چهارم) از یک صفحه منفرد با صدای تیز و تحریف شده تشکیل شدهاست. این پرشها معمولاً بازی را خراب میکنند (یا دوباره شروع میکنند). بازیکن باید از ابزارهای مختلفی برای جلوگیری از حمله از طریق جامپ اسکر استفاده کند و درهر بازی پیشروی کند.
مینی گیم ها
در بازیهای دوم، سوم، چهارم، پنجم، ششم و هشتم، بازیکن پس از مرگ، یا پس از انجام یک کار خاص، به یک سری از مینیگیمها (عمدتاً ۸ بیتی) دسترسی پیدا میکند. مینیگیمها معمولاً به شیوهای مرموز به یک داستان یا رویداد مرتبط با بازی مربوط میشوند. مینیگیمهای بازی دوم، قتلهایی را که یکی دیگر از کارگران رستوران انجام داده و دلیل جان گرفتن انیماترونیکها را به تصویر میکشد. مینیگیمهای بازی سوم داستان خلق اسپرینگترپ را نشان میدهند. مینیگیمهای بازی چهارم داستان شخصیتی را روایت میکنند که در یک تصادف دلخراش جان خود را از دست میدهد. تنها یک مینیگیم در بازی پنجم وجود دارد که مرگ دختر مهندس انیماترونیکها(الیزابت افتن)، ویلیام افتن را به تصویر میکشد. مینیگیمهای بازی ششم، رویدادهای مختلف این سری را به تصویر میکشند که همگی به افتن متصل هستند. در نسخه موبایلی بازی هفتم، بازیکن میتواند به یک مینیگیم به نام «پرنسس کوئست» دسترسی داشته باشد که منشأ شخصیتی به نام وَنی(Vanny) را به تصویر میکشد.
مینیگیم "شادترین روز" از فناف3
خب خب من هم یکی از فناف فن های خیلی قدیمی هستم! و خب نمیدونم
که یادتون میاد یا نه اما وقتی که فناف6 میخواست عرضه بشه اسکات گفته
بود که دیگه فنافی ساخته نمیشه و چند دقیقه بعد تریلر فناف 6 منتشر و بعد ها هم بازی منتشر شد!
شما می تونید برای اینکه راجع این موضوع بیشتر بدونید لطفا کلیک کنید! خداحافظ

به نام خدا 
سلام دوستان عزیز ویدیو جدید آپلود شد و شما می تونید از این لینک ویدیو رو تماشا کنید!
خدانگهدار![]()
![]()
![]()
به نام خدا 
دازای (Dazai) یکی از محبوبترین شخصیتهای دنیای انیمه است. این شخصیت از نظر ظاهری و اخلاقی ویژگیهای تحسین برانگیزی دارد. او یک نابغه عجیب و غریب است که برای آژانس کارآگاهان مسلح کار میکند. قطعا دازای شخصیت مورد علاقه شما خواهد بود اگر تاکنون تنها یک قسمت از انیمه سگ های ولگرد بانگو (Bungou Stray Dogs) را دیده باشید.
از سال ۲۰۱۶ که برای اولینبار از دازای در قسمت اول انیمه سگ های ولگرد بانگو رونمایی شد، مخاطبان او را به عنوان یک شخصیت مرموز و مبهم میدیدند. در ابتدا دازای در حالی که قصد داشت به زندگی خود پایان دهد معرفی شد، در ادامه انیمه سگ های ولگرد بانگو به ویژگیها و اطلاعات این شخصیت اضافه میشود. او همیشه سعی دارد شخصیت اصلی خود را از دیگران پنهان کند، و با شوخ طبعی کارها را طبق به مراد خودش پیش ببرد. از آنجایی که اطلاعات مناسبی نسبت به شخصیت دازای در انیمه سگ های ولگرد بانگو فاش نشده است، ما در این لیست اطلاعات لازم راجع به دازای را برای شما حاضر کردهایم تا او را بهتر از گذشته بشناسید.
۱۰. نام دازای از یک نویسنده ژاپنی برگرفته شده است.
در واقع شخصیت دازای، از نویسندهای ژاپنی به نام اوسامو دازای (Osamu Dazai) برگرفته شده است. او زندگی خود را به پایان رساند؛ در حالی که در این کار معشوقه او نیز، تومی یامازاکی (Tomie Yamazaki) را در کنار خود داشت. اوسامو دازای رمانهای بسیاری را به شهرت رسانده است، و به عنوان نمونهای از مشهورترین آنها میتوان به رمان “خورشید رو به غروب، و دیگر انسان نیست”، اشاره کرد.
علاوه بر دازای، شخصیتهای دیگری نیز در انیمه سگ های ولگرد بانگو بر اساس افراد واقعی هستند، اما هیچ یک از آنها ارتباط پیچیدهای مانند اوسامو دازای و نویسنده معروف ندارند. همانطور که در طول سریال مشاهده میکند، دازای در مورد خودکشی در کنار معشوقه خود به شدت هیجانزده است، درست همانگونه که اوسامو دازای به زندگی خود پایان داد.
۹. کتابچه دازای که آن را با عنوان مراحل خودکشی میشناسیم، در حقیقت نیز وجود دارد.
در طول این انیمه، معمولا دازای را در حالی که یک کتابچه با عنوان “کتابچه راهنمای خودکشی” در دست دارد میبینیم. باید گفت این کتاب در واقعیت نیز وجود دارد، و محتوای آن را مراحل مختلف پایان دادن به زندگی تشکیل میدهد. این کتاب خلاقانهترین روشها را برای خودکشی به مخاطبان خود معرفی میکند. دازای برخی از این ایدههای خلاقانه از جمله، غرق شدگی، خفگی و مسمومیت را امتحان کرده و به موفقیت نرسیده است. این کتاب به نویسندگی واتارو سورومی (Wataru Tsurumi) است، و امروزه نیز طرفداران خاص خود دارد. البته این موضوع نیز ناگفته نماند که نویسنده اصلی این کتاب همچنان زنده بوده و برنامهای برای پایان داده به زندگی خود ندارد.
۸. تولد دازای و اوسامو دازای واقعی در یک روز است
علاوه بر نامهای مشترک، دازای در تاریخ ۱۹ ژوئن متولد شده است، دقیقا مصادف با تولد اوسامو دازای واقعی! و از طرفی دیگر، شخصیتهای آنها نیز تا حد قابل توجهی تفاهمات خاصی را قائل میشود. هردوی آنها از ویژگیها اخلاقی مانند، نابغه بودن، شوخ طبعی، بازیگوش و خلاقیت بهرهمند هستند.
۷. دازای گویندهای مشترک با شخصیتهای دیگری مانند یاگامی و رینتارو دارد
دوبلور ژاپنی دازای، مامورو میانو (Mamoru Miyano) به دلیلی گویندگی دیگر شخصیتهای انیمهای مانند لایت یاگامی (Light Yagami) در انیمه دفترچه مرگ (Death Note) و اوکابه رینتارو (Okabe Rintarou) در انیمه اشتاینر;گیت (Steins;Gate) به شهر رسیده است. یاگامی یک قاتل حرفهای و رینتارو یک دانشمند نابغه است. اگر دقت داشته باشیم متوجه تفاهمهای این شخصیتها با دازای میشویم. آنها به شدت در حرفههای گوناگون نابغه هستند و مامورو میتواند با استفاده از صدای خاص خود، شخصیت آنها برجسته کند.
۶. دازای از سگها متنفر است!
دازای از سگها تنفر دارد، که این موضوع نیز نقطه اشتراکی دیگر با اوسامو دازای واقعی است. هنگامی که دازای همچنان زنده بود، یک رمان به نام تعارضات سگ های ولگرد (Canis familiaris) مینویسد، که در آن چگونگی تنفر و مشکلات خود را با سگها شرح میدهد. در انیمه سگ های ولگرد بانگو نیز شاهد بدرفتاری دازای با این موجودات ولگرد هستیم. در یک سکانس از این انیمه، دازای رو به آتسوشی (Atsushi) میگوید که چگونه برخورد سگها برای دازای سختتر از برخورد با انسانها است.
۵. شعار مورد علاقه دازای چیزی نیست جز “مرگ بخشی از زندگی است”
بر اساس اطلاعات موجود از شخصیت دازای در انیمه سگ های ولگرد بانگو، شعار محبوب او “مرگ بخشی از زندگی است” است. او معنای واقعی این جمله را درک میکند، چرا که طی زندگیاش با چالشهای بسیاری از جمله، از دست دادن عزیزان خود مواجه شده است. به همین سبب او باور دارد بهتر است در برابر مرگ استقامت به خرج ندهیم، چون در آینده، دیر یا زود او به استقبال ما میآید.
۴. دازای یکی از مدیران سابق مافیای بندر است
در حالی که دازای اکنون به عنوان یک کارآگاه در آژانس کارآگاهی مسلحانه کار میکند، در گذشته یکی از اعضای اصلی و مهم مافیا بود. او به جوانترین مدیر تاریخ مافیای بندر تبدیل شد و در مقطعی به مدت دو سال نیم از سود آن را به همراه داشت. پس از نصیحتهای دوست صمیمی خود، دازای تصمیم گرفت از شغل خود استعفا داده و برای کمک به مردم حاضر شود.
۳. دازای در رانندگی یک فاجعه محسوب میشود
استعداد وحشتناک دازای برای رانندگی اولین بار در مانگا سگ های ولگرد بانگو آشکار شد. این داستان جزئیات حوادثی را که پس از معرفی دازای به سازمان کارآگاهی مسلح رخ داده است، بیان کرده و دوره امتحانی او را روایت میکند. او در رانندگی بیپروا است، بنابراین طبیعی است که تا کنون سکانسی از رانندگی او ندیده باشیم.
۲. گذشته اسرارآمیز دازای هنوز به طور کامل مورد بررسی قرار نگرفته است
دازای در چهارده سالگی به مافیای بندر پیوست، اما قبل از آن، وقایع دوران کودکی او ناشناخته مانده بود. با پیشروی از سریال، اهداف او شفافتر میشود، اما گذشتهای که او را به شکلی که اکنون است شکل میدهد، همچنان در هالهای از رمز و راز است. این تعجب آور نیست زیرا دازای به ندرت در مورد زندگی خود با کسی صحبت میکند.
۱. توانایی دازای به نام کتابی از همتای واقعی او نامگذاری شده است
تواناییها در انیمه سگهای ولگرد بانگو طیف گسترده و کاربردهای متفاوتی دارند. آنها می توانند در مبارزه، تدوین استراتژی، شفا و غیره کمک کننده محسوب شوند. توانایی دازای بسیار منحصربهفرد است، زیرا به او اجازه میدهد تا قدرت هر کسی که با او در تماس است را خنثی کند. این موهبت او ریشه در یکی از مشهورترین کتابهای اوسامو دازای واقعی، یعنی “دیگر انسان نیست” دارد.
برای دیدن منبع کلیک کنید.
به نام خدا 
انیمیشن هازبین هتل اولین قسمتش در سال 2012 منتشر ولی در سال 2019 اولین قسمتش بصورت رسمی معرفی شد. اما حالا انیمیشن سریالی Hazbin Hotel محصولی از سرویس آنلاین آمازون پرایم به شمار میرود که رویکردی بزرگسالانه دارد و در این چند قسمتی که از آن پخش شده، توانسته تحسین منتقدان و بینندگان را به دست بیاورد.
این انیمیشن سریالی داستان شاهدخت جهنم یعنی چارلی مورنینگ استار با صداپیشگی اریکا هنینگسن را دنبال میکند که با چالشهای بسیار بزرگ و سختی مواجه است و از روی ناچاری نیز از پدر خودش یعنی لوسیفر کمک میخواهد. با اینکه انجام این کار آسان نیست اما دیگر افراد پیرامونش از او برای انجام این کار حمایت میکنند.
ویوین مدرانو این انیمیشن سریالی را برای سرویس آنلاین آمازون ساخته است و قسمت ابتدایی آن نیز حدود چهار سال پیش روی یوتیوب عرضه شده بود که بیش از ۹۵ میلیون بازدید داشته است. این اثر توانسته امتیاز بسیار بالایی نیز از منتقدان بگیرد.
به نام خدا 
1_ Far-Fetched
2_Murder Drones
3_Hazbin Hotel
4_Spooky Month
5_Star vs. the Forces of Evil
6_Eddsworld
7_RWBY
8_Amphibia
9_Gravity Falls
10_She-Ra and the Princesses of Power
به نام خدا 
سامسونگ در رویداد آنپکد پاریس از گوشی تاشوی جدید خود، گلکسی زد فولد 6، رونمایی کرد. این گوشی جدید با طراحی باریکتر و سبکتر، در همین ابتدای معرفی که نظر بسیاری از افراد را به خود جلب کرده است. گلکسی زد فولد 6 با پردازنده اسنپدراگون ۸ نسل ۳ و رابط کاربری One UI 6.1.1 عرضه شده که از آخرین تکنولوژیهای هوش مصنوعی سامسونگ بهره میبرد.
طراحی و نمایشگرها
یکی از تغییرات مهم در گلکسی زد فولد 6، نسبت جدید صفحه نمایش خارجی آن است. با نسبت ۲۲.۱:۹، این صفحه نمایش به گونهای بهبود یافته که کار با آن راحتتر شده است. صفحه نمایش خارجی نیز به 6.3 اینچ افزایش یافته که با کاهش حاشیهها، اندازه بهتری را ارائه میدهد. این نمایشگر در مقایسه با نسل گذشته حدودا 0.1 اینچ بزرگتر است که شاید نامحسوس باشد اما به لطف کاهش حواشی، جذابتر به نظر میرسد.
این گوشی در حالت باز شده ۱.۵ میلیمتر کوتاهتر و ۲.۹ میلیمتر عریضتر از مدل قبلی خود است و در حالت بسته، تنها ۱ میلیمتر تغییر داشته است. همچنین در حالت باز، ۰.۵ میلیمتر نازکتر و در حالت بسته هم ۱.۳ میلیمتر نازکتر شده است. وزن این دستگاه نیز 14 گرم کمتر از نسخه قبلی شده و به ۲۳۹ گرم رسیده است.
سیستم خنککننده و مقاومت در برابر گرد و غبار
سامسونگ در گلکسی زد فولد 6، لولای جدیدی طراحی کرده تا گوشی در برابر باز و بسته کردنهای متوالی آسیبی نبیند و طول عمر بیشتری داشته باشد. علاوه بر اینها، درون این محصول حالا یک محفظه بخار بزرگتر (1.6 برابری) نسبت به فولد ۵ قرار گرفته تا بهبود انتقال حرارت را فراهم کند.
این دستگاه همچنین دارای گواهینامه IP48 برای مقاومت در برابر گرد و غبار است، که اولین بار در گوشیهای تاشو مشاهده میشود. در حال حاضر گوشیهای تاشو استاندارد مقاومت ضد گرد و غبار ندارند. اگرچه زد فولد جدید هم کاملا در برابر گرد و غبار مقاوم نیست اما از ورود مقدار خفیف آن به داخل دستگاه جلوگیری میکند.
صفحهنمایش و دوربینهای گلکسی زد فولد 6
صفحهنمایش داخلی 7.6 اینچی تاشو (Infinity Flex) با نسبت ۲۰.۹:۱۸ و نرخ تازهسازی ۱۲۰ هرتز طراحی شده است. هر دو صفحه نمایش اصلی و خارجی از نوع Dynamic AMOLED 2X با نرخ تازهسازی تطبیقی هستند. صفحه نمایش خارجی و پشت گوشی در حالت بسته نیز توسط گوریلا گلس ویکتوس ۲ محافظت میشوند. ناگفته نماند نمایشگر ثانویه هم 6.3 اینچی با وضوح 968 × 2376 و تراکم پیکسلی 401 پیکسل بر هر اینچ است.
در بخش دوربین، گلکسی زد فولد 6 با پنج دوربین عرضه شده است. دوربین اصلی ۵۰ مگاپیکسلی با دیافراگم f/1.8 و OIS، دوربین تلهفوتو ۱۰ مگاپیکسلی با زوم اپتیکال ۳ برابری و دوربین فوقعریض ۱۲ مگاپیکسلی با زاویه دید ۱۲۳ درجه از جمله این دوربینها هستند. دوربین سلفی ۱۰ مگاپیکسلی در حفره صفحه نمایش خارجی قرار دارد و یک دوربین ۴ مگاپیکسلی زیر صفحه نمایش تاشو برای تماسهای ویدئویی تعبیه شده است.
باتری و شارژ گلکسی زد فولد 6
باتری گلکسی زد فولد ۶ همچنان 4400 میلیآمپر ساعت است که از شارژ سریع ۲۵ واتی، شارژ بیسیم ۱۵ واتی و شارژ معکوس بیسیم ۴.۵ واتی پشتیبانی میکند. با این حال، سامسونگ بهبود بهرهوری انرژی این دستگاه را نوید داده که به طولانیتر شدن زمان استفاده کمک میکند.
قابلیتهای هوش مصنوعی و نرمافزار
سامسونگ در این مدل نیز قابلیتهای هوش مصنوعی جدیدی ارائه کرده است. این گوشی از حالت مترجم بهره میبرد که هر دو طرف مکالمه میتوانند ترجمهها را روی نمایشگرهای اصلی و خارجی مشاهده کنند. همچنین قابلیت Sketch to Image به کاربران اجازه میدهد تا با استفاده از هوش مصنوعی، از طرحهای خود آثار هنری پیچیده ایجاد کنند.
این گوشی با رابط کاربری One UI 6.1.1 مبتنی بر اندروید ۱۴ عرضه میشود و سامسونگ اعلام کرده که تا 7 نسل بهروزرسانیهای اندروید را برای این دستگاه ارائه خواهد کرد. درست مثل گوشیهای سری گلکسی S24 که اولین گوشیهای پرچمدار این شرکت با امکان دریافت 7 سال آپدیت هستند.
حافظه و رنگبندی گلکسی زد فولد 6
گلکسی زد فولد ۶ در سه گزینه حافظهای ۲۵۶ گیگابایت، ۵۱۲ گیگابایت و ۱ ترابایت با ۱۲ گیگابایت رم عرضه میشود. رنگهای اصلی شامل نقرهای، صورتی و آبی هستند و رنگهای انحصاری مشکی و سفید فقط از طریق وبسایت سامسونگ قابل سفارش هستند.
قیمت و تاریخ عرضه گلکسی زد فولد 6
قیمت گلکسی زد فولد ۶ از ۱۸۹۹.۹۹ دلار شروع میشود و پیشسفارش آن از هماکنون آغاز شده است. این گوشی از تاریخ ۲۴ ژوئیه (دو هفتهی دیگر) به صورت عمومی در دسترس خواهد بود. با نگاهی به گذشته، انتظار میرود تا یک ماه دیگر در بازار ایران هم شاهد عرضهی این گوشی جذاب باشیم.
برای دیدن منبع کلیک کنید.
به نام خدا 
در این مطلب میخوایم بررسی کنیم که کدامیک از شخصیت های انیمه Demon Slayer با تایپهای شخصیتی تست مایرز بریگز (Myers-Briggs) هماهنگ هستند. اگر طرفدار دنیای فانتزی کویوهارو گوتوگه (Koyoharu Gotouge) هستید و به این موضوع هم علاقه دارید، این مطلب برای شماست.
تاکنون شاهد ساخته شدن انیمههای شیطانی زیادی بودیم که هر کدام بهنوعی نظر اوتاکوها و سایر مخاطبین را جلب کردهاند اما هیچکدام به پای انیمه شاهکار Demon Slayer: Kimetsu no Yaiba نمیرسند. این انیمه جذاب داستان شیطان کشی جوان به نام تانجیرو کامادو را روایت میکند که خانوادهاش بهطور مرموزی به قتل رسیده و خواهر کوچکترش، نزوکو نیز به یک شیطان تبدیل شده است. بهدنبال روبرو شدن با وحشتناکترین اتفاق زندگی، تانجیرو و نزوکو برای انتقم گرفتن از اهریمنی که خانوادهشان را به قتل رسانده و همچنین پیدا کردن راهی برای بازگرداندن شکل انسانی نزوکو، وارد مسیری خطرناک و پرفراز و نشیب میشوند.
محبوبترین شخصیت های انیمه Demon Slayer که ممکن است شبیه به شما باشند
کانائو تسویوری – تایپ ISTJ
کانائو تسویوری خواهر خوانده و جانشین شینوبو کوچو است. او یکی از بااستعدادترین شیطان کشهای این انیمه است، اما متاسفانه آزار و اذیتی که در دوران کودکی تجربه کرده باعث شده تا انسانی بلاتکلیف، ساکت و گوشهگیر باشد. او همچنین در تصمیمگیری مشکل دارد و ترجیح میدهد دو روی یک سکه، مسیری که باید در آن قدم بگذارد را انتخاب کند. با هر استانداردی، کانائو یک ISTJ است. شاید او درونگراترین شخصیت انیمه باشد، اما از طرف دیگر بسیار سخت کوش است و میتواند در مدت زمان نسبتا کوتاهی به سطح هاشیرا برسد. کانائو همچنین در میدان نبرد درجه بالایی از ادراک را از خود نشان میدهد، درست مثل وقتی که شینوبو به او اعتماد کرد تا راهی برای شکست دادن یکی از شیاطین ماه را پیدا کند.
کاگایا اوبایاشیکی – تایپ INFJ
کاگایا اوبایاشیکی که برای پیروان و همسالانش بیشتر با نام اویاکاتاساما شناخته میشود، رهبر سپاه شیطان کش و یک INFJ است. او فردی آرام و خونسرد است و بنا به دلایلی نامعلوم دلسوزی خود را با یادگیری نام هر شیطان کش نشان میدهد تا هنگام مرگ، آنها را فراموش نکند. اگرچه کاگایا به دلیل نفرین نمیتواند بجنگد، اما روش ایده آلیستی او برای رهبری سپاه شیطان کش باعث شده تا احترام هاشیرا را بدست بیاورد. کاگایا همچنین تنها شخصیتی است که حاضر بود موقعیت منحصر به فرد تانجیرو و نزوکو را بپذیرد، آن هم در حالی که هیچ یک از زیردستانش آنها را قبول نکرده بودند.
شینوبو کوچو – تایپ ENTP
دلایل زیادی وجود دارد که چرا شینوبو کوچو یک ENTP است. شینوبو در جوانی بسیار جسور و بیباک بود، اما در طول داستان به شخصیتی آرام و محافظهکار تبدیل شد. درست مثل هر فردی با تایپ شخصیتی ENTP، شینوبو دیدگاهی مبتکر، همه کاره و استراتژیک داشت که در سبک مبارزه خود به وضوح دیده میشد. شاید او قدرت بدنی لازم برای بریدن سر یک اهریمن را نداشته باشد، اما همیشه راه دیگری برای شکست دادن دشمنانش پیدا میکند و اجازه نمیدهد تا وخامت اوضاع به او غلبه کند.
کیوجورو رنگونکو – تایپ ENFJ
بدون شک یکی از قدرتمندترین و عجیبترین شخصیت های انیمه Demon Slayer، کیوجورو رنگونکو است که همیشه وظایف خود را با اشتیاق انجام میدهد و درنتیجه یک عمر تمرین سخت به یک شیطان کش شگفت انگیز تبدیل شده است. مسئولیت پذیری، دلسوزی و همچنین توانایی برقراری ارتباط با دیگران باعث شده تا کیوجورو در ستون تایپ شخصیتی ENFJ قرار بگیرد.
اینوسکه هاشیبیرا – تایپ ESTP
مسلما “بهترین پسر” این انیمه، اینوسوکه هاشیبیرا است. اینوسوکه شخصیتی مغرور و کم طاقت است که اغلب بدون فکر کردن یا داشتن استراتژی کارامد وارد میدان نبرد میشود. او دعوت کردن دیگران به مبارزه را دوست دارد چون مدام در تلاش است تا ثابت کند قدرتمندترین شیطان کس است. از آنجایی که بینندگان هرگز نمیتوانند پیش بینی کنند او چه زمانی یا کجا کسی را به چالش میکشد، در ستون پایت شخصیتی ESTP قرار میگیرد.
زنیتسو آگاتسوما – تایپ ESFP
زنیتسو آگاتسوما شیطان کش قدرتمندی است، اما اعتماد به نفس پایینی دارد و دائما سعی دارد به خودش و دیگران ثابت کند که بهخاطر مبارزه با اهریمن و هیولاهای خطرناک عمر چندان بلندی ندارد. این بدبینی و کمبود اعتماد به نفس باعث میشود تا زنیتسو یک ESFP باشد. البته علیرغم بدبین بودنش، زنیتسو همیشه تمام تلاش خود را کرده تا در مواقع ضروری به مردم کمک کند، درست مثل هر فردی با تایپ شخصیتی ESFP.
نزوکو کامادو – تایپ ISFJ
همانطور که پیشتر اشاره کردیم، نزوکو کامادو خواهر کوچکتر تانجیرو است که پس از کشته شدن بقیه اعضای خانواده، به شیطان تبدیل شد. شاید او بهعنوان یک شیطان، ویژگیهای شخصیتی یک انسان را نداشته باشد، اما همچنان جایگاه مشخصی در تست شخصیتی مایرز بریگز دارد. نزوکو دختری درونگرا، دلسوز و مهربان است که از فدا کردن جان خود برای نجات دادن عزیزانش هیچ ترس و هراسی ندارد. بههمین خاطر هم نمونه بارز یک ISFJ است.
موزان کیبوتسوجی – تایپ ENTJ
موزان کیبوتسوجی، آنتاگونیست اصلی و با اختلاف یکی از شرورترین شخصیت های انیمه Demon Slayer است. موزان اولین نفر در نوع خود و تنها کسی است که میتواند انسانها را به شیطان تبدیل کند. او یک هیولای خونسرد و بیرحم است که کاملا با تایپ شخصیتی ENTJ سازگار است. افراد با این تایپ معمولا ذهنی استراتژیک دارند و بهتر از هر کسی برنامه ریزی میکنند، ویژگیهایی که در موزان دیده میشود. او همچنین فردی جاه طلب و تحلیلگر است که بزرگترین هدفش پیدا کردن راهی برای تسخیر خورشید است. موزان با کلمه شکست آشنایی ندارد و نمیتواند کسی را بالاتر از خودش ببیند.
تانجیرو کامادو – تایپ ENFJ
تانجیرو کامادو ذاتا فردی مهربان است که اغلب بهعنوان چشمانی مهربان توصیف میشود. او بهترین نمونه از تایپ شخصیتی ENFJ است، زیرا نهتنها مهربان و دلسوز است، بلکه عزم آرمان گرایانهای برای رسیدن به هر هدفی که در ذهنش باشد نیز دارد. بدون شک برجستهترین ویژگی تانجیرو، توانایی او در برقراری ارتباط با مردم است. او نه تنها توانست دیوارهای عاطفی کانائو را بشکند و وادار به باز شدن کند، بلکه با شیاطین نیز همدردی میکند. در واقع تانجیرو شیاطین را به چشم قربانی میبیند و به قدری توانسته با برخی از آنها ارتباط برقرار کند که برای گناهانشان طلب بخشش هم کرده است.
امیدوارم که از این مطلب لذت برده باشید. نظر شما در این رابطه چیست؟ جای کدامیک از شخصیتها در لیست خالی است؟ شما از نظر شخصیتی شبیه به کدامیک از شخصیت های انیمه Demon Slayer هستید؟ نظرات خود را در بخش کامنت با ما به اشتراک بگذارید.
برای دیدن منبع کلیک کنید.
به نام خدا 

بازی ویدیویی Goodbye Volcano High در سبک ماجراجویی محصولی از KO_OP می باشد . Goodbye Volcano High یک بازی ماجراجویی روایی سینمایی است که درباره عشق، تغییر و پایان یک دوران میباشد. شما باید نیش را در سال آخر دبیرستان راهنمایی کنید، زیرا آنها سعی می کنند قبل از تمام شدن زمان، اوضاع را درست کنند.این بازی در یک دنیایی از دایناسورهای انساننما اتفاق میافتد و شما با انتخابهای خود شخصیت و سرنوشت نیش را شکل میدهید. شما همچنین باید در بخشهای ریتمیک بازی با گروه موسیقی خود اجرا کنید و ترانههای اصلی را خلق کنید.
کاراکترهای بازی همگی دایناسورهای انساننما هستند که در دبیرستان ولکانو تحصیل میکنند.شما باید با انتخابهای خود روابط نیش را با دیگر کاراکترها تعیین کنید. محیط بازی بسیار زیبا و جذاب طراحی شده است و شما میتوانید در مکانهای مختلفی مانند مدرسه، خانه، پارک، کافه، کنسرت و غیره قدم بزنید و با دیگر کاراکترها تعامل داشته باشید. محیط بازی با استفاده از گرافیک دستکشیده و انیمیشنهای کارتونی ایجاد شده است و شبیه یک فیلم انیمیشنی به نظر میرسد.
ویژگی های بازی Goodbye Volcano High :
- گیم پلی ماجراجویی
- داستانی سرگرم کننده
- کاراکتر هایی جدید
![]()
دانلود بازی از
استیم
پی سی دی
پارسی گیم
به نام خدا 
یک بازیکن خلاق ماینکرافت ماد جدیدی به نام Flashcards ساخته که به بازیکنان اجازه میدهد هنگام بازی درس بخوانند و تجربهی یادگیری را با سرگرمی ترکیب کنند.
یک بازیکن خلاق ماینکرفت یک ماد ساخته است که به بازیکنان اجازه میدهد هنگام بازی درس بخوانند. پشتیبانی از مادها یک ویژگی رایج در بازیهای امروزی است، اما در ماینکرفت، این ویژگی بازی را به سطح جدیدی میبرد. مادهای ماینکرفت مکانیسمهای بازی را تغییر میدهند، عملکردهای شگفتانگیزی را به بازی اضافه میکنند و تجربهی شگفتانگیزی را برای کاربران مختلف رقم میزنند.
مادهایی مانند The Flesh That Hates، Scape And Run: Parasites و True Darkness از جمله مادهای وحشتناک بازی هستند که عاشقان عناوین دلهرهآور از آن استقال میکنند. به صورت کلی، جامعهی مادسازان ماینکرفت به خلاقیت بیپایانش که به ایدههای شگفتانگیز تبدیل میشود، معروف است. اکنون، یک بازیکن ماینکرفت یک پروژهی ساده اما هوشمندانه را به اشتراک گذاشته تا بازی را حتی سرگرمکنندهتر کند. ساخت ماد جدیدی به نام Flashcards در ماینکرافت که اجازه میدهد حین بازی درس بخوانید.
این ماد همانطور که از نامش پیداست، فلشکارتها را روی صفحهی بازیکن ماینکرفت نمایش میدهد و بر اساس پاسخ مثبت یا منفی پیامی ارائه میدهد. با باز کردن تنظیمات ماد، بازیکن ماینکرفت میتواند فاصلهی زمانی نمایش سوالات را تنظیم کند. همچنین میتوان دستهبندیها با موضوعات، سوالات و پاسخها را اضافه، ویرایش یا حذف کرد.
Flashcards، ماد هوشمند ماینکرافت با ترکیبی از درس و سرگرمی
طبق گفتهی نویسنده پست، آنها ماد Flashcards را با الهام از یک پست Reddit در سال گذشته ساختهاند که در آن یک کاربر پلاگینی با عملکرد مشابه را نمایش داده بود. بازیکنان ماینکرافت که مایل به استفاده از این ماد هستند، میتوانند Flashcards را به صورت رایگان از Modrinth دانلود کنند. برای شخصیسازی بیشتر تجربه با این پروژه خلاقانهی بازیکن ماینکرافت، Flashcards امکان وارد کردن محتوا از Anki را فراهم میکند. Anki نرمافزار مشهوری برای کمک به مطالعه و یادآوری فعالیتها است و فلشکارتهایی ایجاد میکند که میتوان آنها را از طریق یک فرآیند ساده مرحله به مرحله به ماد ماینکرافت اضافه کرد.
افراد در بخش نظرات پیشنهادات جالبی را هم راجع به این موضوع مطرح کرده بودند. مانند پاداش دادن به بازیکن ماینکرفت با XP یا یک آیتم تصادفی برای پاسخهای صحیح. Ninjaking312 تأیید نکرده که آیا این تنظیمات را در ماد اعمال خواهد کرد یا خیر. با این حال، با تحسینهایی که در نظرات بابت کارش روی ماد Flashcards دریافت کرده، ارزش کار او و خلاقیت بیپایان جامعهی ماینکرافت را نشان داده است.
برای دیدن منبع کلیک کنید.
به نام خدا 
سلام دوستان عزیز من دوباره بازی ساختن رو شروع کردم! و شما بدون دانلود کردن اپلیکیشن می تونید بازی کنید!
برای ورود به بازی کلیک کنید!
امیدوارم لذت ببرید!
به نام خدا 

Sonic the Hedgehog (U.S. Gold)

Sonic's Edusoft

SegaSonic Bros

Sister Sonic

Treasure Tails

Sonic-16

Sonic Jr

Sonic Crackers

Sonic Sports

STI Sonic

به نام خدا 
بیایید کمی واقعبین باشیم و برای چند دقیقه طرفداریهای احساسی و غیرمنطقی را کنار بگذاریم. هم سامسونگ و هم شیائومی تا اینجا در سال ۲۰۲۴ ناامیدکننده ظاهر شدهاند. سامسونگ بدون توقف به همشکلکردن همه گوشیهایش ادامه میدهد و هیچ تغییری در بعضی تصمیمات بحثبرانگیزش مانند استفاده از تراشههای اگزینوس یا شارژهای ۱۵ واتی و ۲۵ واتی ایجاد نمیکند. جدا از این، امسال تقریباً در هر مقایسه و هر بررسی، رقابت نمایشگرها را هم به رقبای چینیاش واگذار کرده است.
وضعیت شیائومی هم چندان بهتر از سامسونگ نیست. اگر شرکت کُرهای همه گوشیهای خط تولیدش را به یک شکل میسازد، شیائومی حتی نمیتواند برای یک خانواده از گوشیها که اسم یکسانی هم دارند، از طراحی یکپارچه استفاده کند. HyperOS انتظارات را برآورده نمیکند و کاربران شیائومی هنوز پاسخی برای این سؤال ندارند: «چرا باید در منوهای داخلی رابط کاربری یک گوشی تبلیغات نمایش داده شود؟»
چه بخواهیم و چه نخواهیم، بازار گوشیهای میانرده در انحصار همین دو برند است و بهنظر نمیرسد دستکم در ایران، این ترکیب بهزودی دچار تغییرات محسوس شود. درنتیجه، بهترین میانردهای که سامسونگ پیش روی شما قرار میدهد، گلکسی A55 و یکی از بهترین میانردههای شیائومی برای این رقابت، ردمی نوت ۱۳ پرو پلاس هستند. قبلاً به مقایسه گلکسی A55 و پوکو X6 پرو پرداخته بودیم تا بتوانیم بهترین میانرده بازار را انتخاب کنیم. حالا نوبت مقایسهی میانردهی سامسونگ با ردمی نوت ۱۳ پرو پلاس رسیده است تا جریان این مقایسهها حداقل تا پایان تابستان بهپایان برسد و تکلیف بهترین میانردهی نیمسال اول ۱۴۰۳ کاملاً روشن شود.
جدول مقایسهای مشخصات فنی
سختافزار/مدل
ردمی نوت ۱۳ پرو پلاس
گلکسی A55
ابعاد
۱۶۱٫۴ در ۷۴٫۲ در ۸٫۹ میلیمتر
۱۶۱٫۱ در ۷۷٫۴ در ۸٫۲ میلیمتر
وزن
۲۰۴٫۵ گرم
۲۱۳ گرم
نمایشگر
۶٫۶۷ اینچی
۱۲۰ هرتز - AMOLED
446ppi
۶٫۶ اینچی
۱۲۰ هرتز - SuperAMOLED
390ppi
تراشه
Mediatek Dimensity 7200 Ultra
Exynos 1480
رم و فضای ذخیرهسازی
256GB 8GB RAM, 256GB 12GB RAM
512GB 8GB RAM, 512GB 12GB RAM
512GB 16GB RAM
128GB 6GB RAM, 128GB 8GB RAM
256GB 6GB RAM, 256GB 8GB RAM
256GB 12GB RAM
دوربین اصلی
۲۰۰ مگاپیکسل - f/1.65
سنسور 1/1.4 اینچی
لرزشگیر اپتیکال - لرزشگیر الکترونیکی
۵۰ مگاپیکسل - f/1.8
سنسور 1/1.56 اینچی
لرزشگیر اپتیکال - لرزشگیر الکترونیکی
سایر دوربینها
۸ مگاپیکسلی اولتراواید
۲ مگاپیکسلی ماکرو
۱۶ مگاپیکسلی سلفی
۱۲ مگاپیکسلی اولتراواید
۵ مگاپیکسلی ماکرو
۳۲ مگاپیکسلی سلفی
فیلمبرداری
4K@24/30fps
1080p@30/60/120fps
4K@30fps
1080p@30/60fps
باتری
۵۰۰۰ میلیآمپرساعت
۵۰۰۰ میلیآمپرساعت
حداکثر سرعت شارژ
۱۲۰ وات
۲۵ وات
طراحی
بد نیست مقایسه را از بدیهیترین پارامتر، یعنی طراحی آغاز کنیم؛ جایی که دو شرکت رویکردهای کاملاً متفاوتی برای گوشیها در نظر گرفتهاند. سامسونگ که گویی کاربرانش را در فیلم کمدی گرفتار کرده است، برای گلکسی A55 از همان طراحی بهکاررفته در ارزانترین (گلکسی A05) و گرانترین گوشی غیر اولترا و غیرتاشو (گلکسی S24 پلاس) استفاده میکند.
شاید بتوان برای این تصمیم توجیهاتی هم ردیف کرد. برای مثال، میتوانیم اپل را در نظر بگیریم که از طراحی یکسانی برای همه گوشیهایش استفاده میکند یا اینکه بگوییم با این تصمیم همه کاربران سامسونگ حس یکسانی از استفاده از گوشیهای این شرکت خواهند داشت؛ اما درحقیقت اینطور نیست.
برخلاف اپل، گوشیهای سامسونگ بازه قیمتی بسیار گستردهای را پوشش میدهند (از ۲۰۰ تا ۱۰۰۰ دلار در زمان معرفی). درضمن، جنس مواد بهکاررفته در ساخت گوشیها شامل فریمهای پلاستیکی یا فلزی و بدنه پشتی از جنس شیشه یا پلاستیک، باعث میشوند کاربران تجربه یکسانی از کارکردن با مدلهای مختلف نداشته باشند. اصولاً در نگاهی کلانتر، این تصمیم باتوجهبه کاهش هزینهها در بخش تحقیقوتوسعه و خطتولید، باعث کاهش هزینهی نهایی ساخت هر گوشی برای سامسونگ و سود بیشتر بهازای فروش هر گوشی میشود.
با وجود همهی انتقادات، گلکسی A55 از طراحی ترند سالهای اخیر به بهترین شکل استفاده میکند؛ گوشی هوشمندی با طراحی تخت و فریم فلزی و بدون هیچ اِلِمان اضافه که ظاهری مینیمال و شیک را ترسیم خواهد کرد. استفاده از آلومینیوم در فریم و شیشه برای بدنه، باعث افزایش وزن گوشی به ۲۱۳ گرم شده است که برای گوشی میانرده واقعاً سنگین بهحساب میآید. ضخامت ۸٫۲ میلیمتری گلکسی A55 درکنار تصمیمات دیگر مثل فریم تخت و پهنتر بودن نمایشگر درمقایسهبا استاندارد گوشیهای هوشمند، چندان بهخوشدستترشدن آن کمک نمیکنند.
درمقابل، ردمی نوت ۱۳ پرو پلاس با بازگشت به زبان طراحی محبوب دهه گذشته، برخی مشکلات ارگونومیک گوشی را هم برطرف کرده است. اگر طرفدار طراحی تخت نیستید یا ضعفهای این سبک طراحی بیشتر از مزایای آن به چشمتان میآید، احتمالاً از تصمیم شیائومی استقبال خواهید کرد.
عرض ردمی نوت ۱۳ پرو پلاس تقریباً ۳ میلیمتر کمتر از گلکسی A55 است و باتوجهبه داشتن نسبت تصویر ۲۰:۹، اندکی هم کشیدهتر از رقیب کرهای خود بهنظر میرسد. این دو ویژگی درکنار لبههای خمیده نمایشگر و ۱۰ گرم وزن سبکتر باعث میشوند تا در دست گرفتن ردمی نوت ۱۳ پرو پلاس بسیار خوشایندتر از کارکردن با A55 باشد. نکته جالب اینکه که ردمی نوت ۱۳ پرو پلاس ۸٫۹ میلیمتر ضخامت دارد (درمقایسهبا ضخامت ۸٫۲ میلیمتری A55) و روی کاغذ باید قافیه را به رقیبش ببازد؛ اما انحنای نمایشگر و اندکی انحنای لبههای بدنه باعث میشوند تا موقع کارکردن با گوشی حس خیلی بهتری داشته باشید.
هر دو گوشی از حسگر اثرانگشت زیر نمایشگر از نوع اپتیکال استفاده میکنند. ردمی نوت ۱۳ پرو پلاس از استاندارد IP68 و گلکسی A55 از استاندارد IP67 بهره میبرند. بهزبان ساده، گلکسی A55 میتواند تا ۳۰ دقیقه در عمق یکمتری آب دوام بیاورد؛ اما در همین بازه زمانی، میتوانید ردمی نوت ۱۳ پرو پلاس را تا نیم متر پایینتر ببرید.
نمایشگر
در مقدمه به این نکته اشاره کردم که سامسونگ رقابت نمایشگرها را هم به رقبای چینیاش واگذار کرده است. اگر این ادعا را باور نمیکنید، باید بنچمارکهای این بخش را با دقت ببینید.
گلکسی A55 از نمایشگر ۶٫۶ اینچی SuperAMOLED استفاده میکند. با وضوح 1080p، تراکم پیکسلی نمایشگر معادل ۳۹۰ پیکسلبراینچ محاسبه میشود. باتوجهبه ۸ بیتی بودن پنل، این صفحهنمایش توانایی تولید ۱۶ میلیون رنگ را خواهد داشت. نرخ بهروزرسانی ۱۲۰ هرتزی و پشتیبانی از +HDR10 و لایهی محافظ گوریلاگلس ویکتوس پلاس را هم باید به ویژگیهای صفحهنمایش این گوشی اضافه کنید.
در سوی مقابل، ردمی نوت ۱۳ پرو پلاس به نمایشگر ۶٫۶۷ اینچی AMOLED مجهز شده که 1220p با تراکم پیکسلی ۴۴۶ پیکسلبراینچ است. برخلاف مدل سامسونگ، پنل ردمی نوت ۱۳ پرو پلاس ۱۲ بیتی ساخته شده و میتواند ۶۸ میلیارد رنگ را نشان دهد. بهجز نرخ بهروزرسانی ۱۲۰ هرتزی، این نمایشگر از +HDR10 و دالبی ویژن برای پخش ویدئوهای HDR پشتیبانی میکند. شیائومی از محافظ گوریلاگلس ویکتوس برای این گوشی استفاده کرده است که شاید در عمل برای کاربرانی که در هر صورت از گلس استفاده میکنند، تفاوت خاصی با گوریلا گلس ویکتوس پلاس نداشته باشد.
جدول مقایسهای عملکرد نمایشگر
محصول/آزمایش
حداقل روشنایی
حداکثر روشنایی
نسبت کنتراست
sRGB
DCI P3
دستی
خودکار
موضعی
پوشش
میانگین خطا
پوشش
میانگین خطا
ردمی نوت ۱۳ پرو پلاس
۱٫۹
۶۰۴
۱۷۵۰
∞
۹۷٫۸ درصد
(Natural)
۱٫۶
۹۷٫۶ درصد
(Vivid)
۳٫۵
گلکسی A55
۱٫۵
۵۹۰
۲۰۰۰
∞
۹۹٫۷ درصد
(Natural)
۲٫۴
۸۲٫۸ درصد
(Vivid)
۳٫۸
تمام نتایج درجشده در جدول را زومیت اندازهگیری کرده است.
در آزمایشهای زومیت، حداکثر روشنایی نمایشگر (حین پخش محتوای HDR) سامسونگ حدود ۲۰۰۰ نیت و حداکثر روشنایی نماینده شیائومی ۱۷۵۰ نیت بهدست آمده است. در بحث پوششدهی فضاهای رنگی، گلکسی A55 توانست ۹۹٫۷ درصد از فضای رنگی sRGB را با خطای ۲٫۴ زیر پوشش قرار دهد؛ درحالیکه ردمی نوت ۱۳ پرو پلاس ۹۷٫۸ درصد از این فضا را با خطای ۱٫۶ پوشش میدهد. بااینهمه، تفاوتها در فضای رنگی DCI-P3 نمایان میشوند؛ جایی که نماینده کرهایها، تنها ۸۲٫۸ درصد از این فضا را با خطای ۳٫۸ پوشش میدهد و رقیب چینی ۹۷٫۶ درصد از فضای رنگی مدنظر را با خطای ۳٫۵ به کاربر ارائه میکند.
باتوجهبه بنچمارکها و توضیحات قبلی، بهوضوح مشخص میشود که ردمی نوت ۱۳ پرو پلاس میتواند رنگها را زندهتر و جذابتر نمایش دهد و زیر نور مستقیم خورشید هم عملکرد بهتری به نمایش بگذارد. نسبت نمایشگر به بدنه نزدیک به ۹۰ درصدی ردمی نوت ۱۳ پرو پلاس درمقایسهبا نسبت حدود ۸۶ درصدی گلکسی A55 (یعنی حاشیههای بسیار زیاد و ناامیدکنندهی اطراف نمایشگر) هم نکته تکمیلی این بخش خواهد بود که باعث میشود تا صفحهنمایش گوشی چینی جذابتر از رقیبش بهنظر برسد.
عملکرد و شارژدهی
بخش سختافزار فاصله بسیار زیادی که بین دو گوشی در بخش نمایشگر ایجاد شد، بهسرعت برطرف میکند. سامسونگ این موفقیت را مدیون عملکرد درخشان تراشه اگزینوس ۱۴۸۰ نیست؛ بلکه بهدلیل تصمیم بحثبرانگیز شیائومی در بهکارگیری تراشهی میانردهی نسبتاً ضعیف برای این بازهی قیمتی و بنچمارکهای ضعیف دایمنسیتی ۷۲۰۰ اولترا، در این بخش رقابت موفقتر ظاهر میشود.
روی کاغذ، تراشههای بهکاررفته در گلکسی A55 و ردمی نوت ۱۳ پرو پلاس تفاوت فاحشی باهم ندارند؛ اما در عمل اینطور نیست. در بنچمارکها، اگزینوس ۱۴۸۰ حدود ۱۸ درصد عملکرد بهتر در آزمایش توان محاسباتی واحد پردازش گرافیکی و حدود ۲۲ درصد عملکرد بهتر در آزمایشهای چندهستهای CPU ارائه میکند.
جدول مقایسهای عملکرد سختافزاری
محصول/بنچمارک
تراشه
Speedometer 3.0
GeekBench 6
GFXBench
تجربهی وبگردی
توان محاسباتی GPU
توان محاسباتی CPU
شبیهساز بازی
Vulkan/Metal
Single/Multi
Aztec Ruins
Onscreen/1440p
Vulkan/Metal
ردمی نوت ۱۳ پرو پلاس
Dimensity 7200-Ultra
۴٫۹۸
۳۵۶۵
۱۲۴۳
۲۸۲۷
۲۶
۲۲
گلکسی A55
Exynos 1480
۵٫۷۵
۴۱۴۵
۱۱۷۰
۳۴۸۲
۲۷
۱۹
*تمامی بنچمارکهای ذکرشده در این جدول را زومیت اجرا کرده است.
در اجرای بازیها نیز، گلکسی A55 میتواند بازی محبوبی مانند Call of Duty Mobile را با تنظیمات گرافیکی High بهراحتی با ۶۰ فریمبرثانیه اجرا کند؛ اما ردمی نوت ۱۳ پرو پلاس در اجرای این بازی در همین تنظیمات گرافیکی با مشکل داغشدن بیشازحد مواجه میشود که نتیجه آن افت فریم تا ۵۰ فریمبرثانیه در محیطهای شلوغ و پرتحرکتر بازی خواهد بود.
گلکسی A55 در نسخههای ۱۲۸ و ۲۵۶ گیگابایتی دردسترس کاربران قرار میگیرد. نسخه ۱۲۸ گیگابایتی در دو پیکربندی با ۶ یا ۸ گیگابایت رم عرضه میشود و نسخه ۲۵۶ گیگابایتی علاوهبر دو مقدار رم عنوانشده، نسخهای با ۱۲ گیگابایت رم هم دارد.
عملکرد فضای ذخیرهسازی گلکسی A55 و ردمی نوت ۱۳ پرو پلاس
مدلها ٫ عملکرد
نرخ خواندن ترتیبی
(مگابایتبرثانیه)
نرخ نوشتن ترتیبی
(مگابایتبرثانیه)
نرخ خواندن تصادفی
(مگابایتبرثانیه)
نرخ نوشتن تصادفی
(مگابایتبرثانیه)
گلکسی A55
۱۳۶۵٫۳۳
۲۲۵٫۴۵
۴۶٫۱۴
۵۲٫۲۴
ردمی نوت ۱۳ پرو پلاس
۱۶۷۳٫۲
۷۵۸٫۵۲
۸۰٫۱
۷۰٫۵۶
*تمامی بنچمارکهای ذکرشده در این جدول را زومیت اجرا کرده است.
رقیب چینی در نسخه پایهی ردمی نوت ۱۳ پرو پلاس، ۲۵۶ گیگابایت فضای ذخیرهسازی دراختیار کاربر قرار میدهد و از نسخه ۱۲۸ گیگابایتی خبری نیست. درعوض، میتوانید سراغ مدل ۵۱۲ گیگابایتی بروید. مقدار رم در این دو نسخه هم ۸ یا ۱۲ گیگابایت خواهد بود که انتخابهای بهتری از گلکسی A55 بهحساب میآیند. همانطور که در جدول بالا هم مشاهده میکنید، فضای ذخیرهسازی ردمی نوت ۱۳ پرو پلاس، در تمام سناریوها سریعتر از گلکسی A55 عمل میکند.
گلکسی A55 از کارت حافظه microSD هم پشتیبانی میکند (اگر هنوز کسی باشد که به فضای ذخیرهسازی اضافی روی گوشی نیاز پیدا کند). اوضاع برای کاربران ایرانی کمی پیچیدهتر از انتخاب ساده بین پیکربندیهای مدنظر خواهد بود؛ زیرا باید ابتدا ببینید واردکنندگان چه تصمیمی برایتان گرفتهاند و سپس براساس سلیقهی آنها عمل کنید.
شیائومی برای تکمیل عملکرد بد سختافزاری، باتری را هم وارد بازی میکند. با اینکه هر دو گوشی از باتری ۵۰۰۰ میلیآمپرساعتی استفاده میکنند، گلکسی A55 در آزمایشهای زومیت موفق شد حدود ۳۰ ساعت ویدئو پخش و در آزمایش کاربری روزمره نیز عدد ۱۴ ساعت را ثبت کند. این در حالی است که ردمی نوت ۱۳ پرو پلاس در آزمایش پخش ویدئو نتوانست بیشتر از ۱۵ ساعت دوام بیاورد و در آزمایش کاربری روزمره هم ۳ ساعت شارژدهی کمتری ارائه کرد.
جدول مقایسهای عملکرد باتری
محصول/بنچمارک
نمایشگر
باتری
پخش ویدیو
کاربری روزمره
ابعاد، وضوح و نرخ نوسازی
میلیآمپرساعت
دقیقه:ساعت
دقیقه:ساعت
ردمی نوت ۱۳ پرو پلاس
۶٫۶۷ اینچ
۲۷۱۲ × ۱۲۲۰ پیکسل
۵۰۰۰
۱۴:۳۰
۱۰:۵۲
گلکسی A55
۶٫۶ اینچ
۲۳۴۰ × ۱۰۸۰ پیکسل
۵۰۰۰
۲۹:۴۴
۱۳:۴۸
* تمامی بنچمارکهای ذکرشده در این جدول را زومیت اجرا کرده است.
همانطورکه مشاهده میکنید، اختلاف بههیچوجه جزئی و چشمپوشیدنی نیست و گلکسی A55 با فاصلهای در مقیاس سال نوری رقیبش را پشتسر میگذارد. شاید بههمیندلیل، سامسونگ با اعتمادبهنفسی مثالزدنی همان تکنولوژی شارژ ۲۵ واتی را برای A55 در نظر گرفته است که البته هزینه شارژر را هم باید خریداران تقبل کنند. این در حالی است که ردمی نوت ۱۳ پرو پلاس از شارژ ۱۲۰ واتی پشتیبانی میکند و شارژری متناسب هم با سخاوت تمام درون بستهبندی ارائه میکند.
نرمافزار و رابط کاربری
اگر سختافزار ضعیف برای نابودکردن ایدهی گوشی قدرتمند و دوستداشتنی کافی نباشد، نرمافزار ضعیف قطعاً چنین قابلیتی دارد. با وجود همه انتقادات به رابط کاربری OneUI، باید اعتراف کرد که رابط کاربری بلوغیافتهی سامسونگ ازنظر یکپارچگی، عملکرد مطمئن، پایداری و پشتیبانیهای آتی چندین پله بالاتر از MIUI و HyperOS قرار دارد.
گلکسی A55 به آخرین نسخه از رابط کاربری سامسونگ، یعنی One UI 6.1 مجهز شده و باتوجهبه عرضه گوشی در سال ۲۰۲۴، تا چهار سال آینده آپدیتهای سیستمی را دریافت خواهد کرد. درمقابل، ردمی نوت ۱۳ پرو پلاس بهصورت پیشفرض با رابط کاربری MIUI وارد بازار شد. شما میتوانید همین حالا میتوانید آن را به HyperOS ارتقا دهید و شیائومی برای آن سه سال پشتیبانی نرمافزاری در نظر گرفته است. بااینحال، این سؤال همچنان باقی است که چرا باید در منوهای داخلی رابط کاربری که بهخودیخود خشک و بیروح و دوستنداشتنی است، تبلیغات هم نمایش داده شود؟
دوربین و عکاسی
تا اینجا شاهد رقابت نسبتاً نزدیکی بودیم که هر کاربری میتواند باتوجهبه اولویتهای خود، برندهاش را مشخص کند. البته بهنظر میرسد در این نبرد گلکسی A55 کمی دست بالاتر را دارد؛ درنتیجه باید به آخرین بخش مقایسه، یعنی دوربینها بپردازم که بهصورت سنتی حتی میتواند بهتنهایی نظر نهایی خریداران را تثبیت کند.
هر دو گوشی از آرایش سهتایی برای دوربینها استفاده میکنند که شامل دوربین اصلی باکیفیت و دوربین اولتراواید بلاتکلیف و دوربین ماکرو بیفایده میشود. ترکیب انتخابی سامسونگ با ترتیبی که نام بردم، از حسگرهای ۵۰ و ۱۲ و ۵ مگاپیکسلی و ترکیب شیائومی نیز از حسگرهای ۲۰۰ و ۸ و ۲ مگاپیکسلی استفاده میکنند.
سامسونگ برای دوربین اصلی گلکسی A55 از سنسور 1/1.56 اینچی با گشودگی دیافراگم f/1.8، پیکسلهای یک میکرومتری و لرزشگیر اپتیکال استفاده کرده است. درمقابل، دوربین اصلی ردمی نوت ۱۳ پرو پلاس از دیافراگم بازتر (با f/1.7 و ۱۰ درصد بازتر از لنز دوربین A55)، سنسور بزرگتر (1/1.4 اینچی و ۲۵ درصد بزرگتر از حسگر دوربین A55) و پیکسلهای ۰٫۵۶ میکرومتری درکنار لرزشگیر اپتیکال برای عکاسی استفاده میکند.
روی کاغذ، پیکسلهای بیشتر بهمعنی ثبت جزئیات دقیقتر و سنسور بزرگتر باعث عکسهای روشنتر و واضحتر در محیطهای کمنور خواهد شد. بااینحال، تنها مقایسهی تصاویر ثبتشده با دوربین گوشیها میتواند برندهی نهایی را مشخص کند.
معمولاً سامسونگ به ثبتکردن تصاویری با رنگهای اغراقشده مشهور است. درواقع، این شهرت بهاندازهای فراگیر شده است که بسیاری از کاربران تصاویری با رنگهای اغراقشده را به «عکسهای سامسونگی» میشناسند. باوجوداین، نکته جالب این است که در مقایسه گلکسی A55 و ردمی نوت ۱۳ پرو پلاس، این نمایندهی چینیهاست که رنگهای ثبتشده با دوربینش اغراقآمیزتر بهنظر میرسند. با اینکه این نوع ثبت رنگ دور از شرایط واقعی بهنظر میرسد، بسیاری از کاربران این نوع تصاویر را میپسندند؛ بههمیندلیل، شاید نباید آن را بهعنوان ضعف مطلق در نظر گرفت.
نکته دیگری که درباره عکسهای ثبتشده با دوربین این گوشیها بهچشم میخوردع آن است که با وجود داشتن پیکسلهای بیشتر، الگوریتم پردازشی ردمی نوت ۱۳ پرو پلاس عملیات حذف نویز را شدیدتر انجام میدهد؛ ازاینرو، در شرایط نوری مشابه عکسهای نهایی این گوشی جزئیات کمتری از گلکسی A55 دارند.
عملکرد عجیب الگوریتم پردازشی دوربین ردمی نوت ۱۳ پرو پلاس و ضعف در تشخیص درست شرایط لازم برای فعالکردن حالت HDR، در تصاویری با گستره دینامیکی بیشتر کاملاً بهچشم میآید.
طبق پیشبینی، شیائومی اهمیتی به دوربین اولتراواید نداده و تمام تمرکز خود در بخش دوربین را صرفا روی دوربین اصلی قرار داده است. در نتیجهی این تصمیم، دوربین اولتراواید گلکسی A55 عکسهایی با جزئیات بیشتر و رنگهای دقیقتر و گستره دینامیکی بهتر ثبت میکند.
شاید در نور کافی و در سناریوهای مختلف، تفاوتها چندان توی ذوق نزنند؛ اما در شرایط نوری دشوار، مقایسهی عکسهای دو گوشی کاملاً از موضوعیت خارج میشود؛ چراکه عکسهای گرفتهشده با ردمی نوت ۱۳ پرو پلاس در یک کلام بلااستفاده هستند. در نمونهعکسهای دوربین اولتراواید گوشیها، میتوانید مواردی که به آنها اشاره کردم، کامل و دقیق مشاهده کنید.
ردمی نوت ۱۳ پرو پلاس
بهنظر میرسد معمولاً گوشیهای شیائومی نیازی به تقویت عملکرد دوربین سلفی احساس نمیکنند. این شرایط برای ردمی نوت ۱۳ پرو پلاس هم صدق میکند. دوربین سلفی ۳۲ مگاپیکسلی سامسونگ میتواند عکسهایی با جزئیات و گستره دینامیکی وسیعتر ثبت کند و از این نظر، در جایگاه بالاتری از رقیبش قرار بگیرد. تنها تلاش شیائومی برای این بخش، روشنترکردن تصاویر و بهخصوص صورت سوژههاست که باعث غیرواقعیشدن تصاویر میشود. درضمن مانند عکاسی در شب با دوربین اولتراواید، بهتر است گرفتن سلفی در محیطهای کمنور با ردمی نوت ۱۳ پرو پلاس را هم فراموش کنید.
برای دیدن منبع کلیک کنید.
به نام خدا 
1- بازی Tormented Souls
2-بازی Doki Doki Literature Club Plus
3- بازی Dying Light 2
4- بازی Alan Wake Remastered
5- بازی The Dark Pictures Anthology: House of Ashes
6- بازی Chernobylite
7- بازی The Quarry
8- بازی Dead Island 2
9- بازی The Binding of Isaac: Repentance
10- بازی The Last of Us: Part I
11- بازی Alan Wake 2
12- بازی The Walking Dead: Saints & Sinners – Chapter 2: Retribution
13- بازی Resident Evil Village
14- بازی Dead Space
15- بازی Soma
16- بازی Darkwood
17- بازی The Forest
18- بازی Signalis
19- بازی Outlast
20- بازی Amnesia The Bunker
21- بازی Until Dawn
22- بازی Alien Isolation
به نام خدا 

کمپانی سونی تا به امروز برای همه کنسول های خود، یک نسخه کامل تر و سبک تر عرضه کرده است. پلی استیشن 1، نسخه کوچک تری به نام PS One داشت. می شود گفت که کلمه ” اسلیم ” بعدا به اسم نسخه های کوچک تر PS3 ،PS2 و PS4 اضافه شد. طبق معمول همیشه و باتوجه به اینکه الان تقریبا 3 سال از عرضه پلی استیشن 5 می گذرد، دیگر زمان آن بود که از پلی استیشن 5 اسلیم رونمایی شود.
مقایسه PS5 با PS5 اسلیم
درایو دیسک جداشدنی کاملاً جدید
سونی یک درایو دیسک جداشدنی و اکسترنال برای کنسول های پلی استیشن 5 اسلیم دیجیتال طراحی کرده است. با این تغییر جدید سونی، دیگر مشکل کنسول بدون دیسک یا دیسک خور از بین رفته است. برای کنسولهای PS5 Slim استاندارد، یک درایو دیسک بلوری اولترا HD، تعبیه شده که بازیهای فیزیکی را پخش می کند.
شما می توانید پلی استیشن 5 اسلیم دیجیتال را خریداری کنید و در صورت نیاز به درایو دیسک، آن را به صورت جداگانه تهیه کرده و استفاده کنید. با این کار دیگر کسانی که با خرید کنسول دیجیتال، فرصت استفاده از دیسک های بازی را از دست می دهند، می توانند به راحتی این مشکل را برطرف کنند و بدون نگرانی از کنسول خود استفاده کنند.
فضای ذخیره سازی بیشتر

همیشه برای ما عجیب بوده است که چرا حافظه SSD مدل های اورجینال پلی استیشن 5، 825 گیگابایت است. این عدد هم از نظر رند بودن و هم از نظر فضای ذخیره سازی خیلی نامعقول به نظر می رسد. باید بگوییم که سونی، این مشکل را در پلی استیشن 5 اسلیم برای همیشه حل کرده است.
هر دو مدل استاندارد و دیجیتال پلی استیشن 5 اسلیم، حافظه SSD یک ترابایتی دارند و این یعنی شما برای پلی دادن بازی های مورد علاقه خود، فضای بیشتری خواهید داشت. این ویژگی و بالا رفتن فضای حافظه داخلی کنسول، وقتی راجع به اندازه و وزن حرف می زنیم، خیلی رضایت بخش خواهد بود.
پایه های نگهدارنده به جریان هوا کمک می کنند. هنگامی که کنسول را روی این پایه ها قرار می دهید، سطح کنسول از میز فاصله می گیرد. این کار باعث سریع تر شدن جریان و چرخش هوا در کنسول می شود.
اندازه و وزن پلی استیشن 5 اسلیم
PS5 Slim استاندارد که در واقع همان مدل دیسک خور می باشد، 3.2 کیلوگرم وزن دارد و این یعنی نسبت به مدل قبلی خود، 18 درصد سبک تر است. در همین حال، وزن پلی استیشن 5 اسلیم دیجیتال، 2.6 کیلوگرم شده است. این یعنی نسبت به قبل، 24 درصد سبک تر شده است. البته، اگر درایو دیسک جداشدنی را به آن اضافه کنید، وزن آن هم به 3.2 کیلوگرم میرسد. هر دو مدل جدید از نظر اندازه 30 درصد حجم کمتری دارند. این برای کسانی که با اندازه بزرگ پلی استیشن 5 مشکل داشتند، خبر خیلی خوبی است.
تغییرات نرم افزاری کنسول پلی استیشن 5 اسلیم
سونی به جز اندازه، وزن، فضای ذخیرهسازی و درایو دیسک جداشدنی، هیچکدام از مشخصات دیگر کنسول را تغییر نداده است. در واقع همان CPU ،GPU و RAM ای که در پلی استیشن 5 اورجینال وجود داشت، در مدل های اسلیم هم مورد استفاده قرار گرفته است.
پورتها دقیقا به همان شکل قبلی اند. سرعت خواندن SSD هنوز هم مثل قبل 5.5 گیگابایت در ثانیه است. البته سونی در اطلاعیه اش راجع به SLOT (اِسلات) NVMe که برای زیاد کردن فضای ذخیرهسازی استفاده می شود، صحبت نکرده است. اما ما فکر نمی کنیم که این SLOT (اِسلات) حذف شده باشد.
برای دیدن منبع کلیک کنید.
به نام خدا 

سری بازی های Resident Evil همواره دارای معماهای پیچیده ای بوده که بازیکنان با حل هر یک از آن ها، پاداشی برای پیشرفت در بازی دریافت خواهند کرد. این پاداش ها، شامل کلیدهای مخفی و آیتم های ارزشمندی است که به بازیکنان در پیشبرد روند داستان کمک می کند. با ما در مرکز خرید همراه باشید تا در این راهنما، به حل تمامی معماهای Resident Evil Village بپردازیم.
1- معما The Maiden and Demon Crests (گنجینههای میدن و دیمن)

ایتان بر این باور است که رز در قلعه دیمیترسکو مخفی شده است. اما برای ورود به این قلعه، باید اولین معما از سری معماهای Resident Evil Village را حل کند تا دروازه به رویش باز شود. او باید به دنبال گنجینه های پنهان شده میدن و دیمن در دهکده بگردد. خوشبختانه، پیدا کردن گنجینه میدن راحت تر است. ایتان در مسیر خانه لویزا، به کلیسایی می رسد که در آن یک ماشین تحریر وجود دارد. گنجینه میدن در محراب این کلیسا، که با تصاویری از مادر میراندا و چهار پادشاه پوشیده شده، قرار گرفته است. آن را برداشته و به موجودی خود اضافه کنید.

پس از رسیدن به خانه لویزا، بازیکنان متوجه وجود گنجینه دیمن در یک صندوقچه می شوند. آن ها باید به وسیله یک پیچ گوشتی قفل این صندوقچه را باز کنند. برای پیدا کردن پیچ گوشتی، به راه خود در خانه لویزا ادامه دهید تا زمانیکه ایتان و النا به سمت گاراژ فرار کنند. در این لحظه، ایتان باید به دنبال سوئیچ کامیون بگردد. این سوئیچ، در کشوی سمت چپ سینک آشپزخانه لویزا قرار دارد.
با بررسی این سوئیچ می توانید پیچ گوشتی مورد نظر را پیدا کنید. زمانیکه ایتان موفق به فرار از خانه لویزا شد، می تواند با استفاده از این پیچ گوشتی، گنجینه دیمن را به دست آورد. با این دو گنجینه به سمت دروازه قلعه دیمیترسکو برگردید و آن ها را در شیارهای مناسب قرار دهید تا درها باز شده و ایتان به تعقیب رز ادامه دهد.
2- معما Hall of Ablution (تالار غسل)
بعد از پیدا کردن کلید حیاط، ایتان تا اتاق لیدی دیمیترسکو به دنبال او می رود اما با در بسته مواجه می شود. او در حین پیدا کردن راهی برای ورود به اتاق، به طور تصادفی وارد سالن غسل می شود. در این سالن، یک حوض خون به همراه چهار مجسمه وجود دارد که برای تخلیه خون از مرکز این سالن، باید مجسمه ها را بچرخانید.
اما نحوه چرخاندن این مجسمه ها از قانون خاصی پیروی می کند که دستورالعمل آن به صورت یک معما بر روی پلاکارد طلایی رنگی در انتهای سالن مشاهده می شود.: «زنان پیشرفت مردان را نمی بینند، اما فقیران باید این فرصت را غنیمت شمارند و بذرهای کاشته شده خود را به سرورانشان ببخشند تا شراب جاری شود».

البته این معما کمک چندانی به ما نمی کند و اکثر بازیکنان به حدس زدن در مورد نحوه قرارگیری مجسمه ها متوسل می شوند. در هر صورت، حل معمای تالار غسل، به این صورت است:
- مجسمه زنی که پیراهن به تن دارد، رو به مجسمه شراب به دست
- مجسمه سه مرد فقیر، رو به مجسمه اسب سوار
- مجسمه اسب سوار، رو به مجسمه شراب به دست
- مجسمه شراب به دست، رو به مجسمه زنی که پیراهن به تن دارد
با چیدمان درست این مجسمه ها، خون حوض تخلیه شده و مسیری باز می شود که شما را به یک قدمی اتاق دیمیترسکو می رساند.
3- معما The piano puzzle (پازل پیانو)
با ورود به سالن اپرا، ایتان پیانویی را می بیند که آماده نواختن است. کسانی که دانش موسیقی داشته باشند، می توانند به راحتی نت های ارائه شده را بخوانند و تمام نت ها را به درستی اجرا کنند. اما این کار برای آن دسته از افرادی که با موسیقی آشنایی ندارند، ممکن است کمی دشوار باشد. اما هیچ جای نگرانی نیست، چون با راهنمایی های بازی می توانید این مرحله را به راحتی پشت سر بگذارید.

نقطه قرمز رنگی که روی کاغذ نت ظاهر می شود، نشان دهنده کلیدی است که در آن لحظه نواخته اید. با هر کلید درستی که فشار می دهید، نت مربوطه قفل شده و می توانید به سراغ نت های بعدی بروید. به همین ترتیب، از نقطه های قرمز رنگ کمک بگیرید و تا انتهای نت ها پیش بروید. با حل این معما، کشوی مخفی باز شده و ایتان کلید Iron Insignia را پیدا خواهد کرد. این کلید، برای پیشرفت در بازی و باز کردن قفل درهای مخفی بسیار مهم است.
4- معما The five bells (پنج ناقوس)

معمای پنج ناقوس، از آن دسته معماهایی است که بازیکنان را حسابی سردرگم می کند. مخصوصا زمانیکه نوبت به پیدا کردن ناقوس پنجم برسد. ایتان وارد آتلیه ای می شود که در آن پرتره بزرگی از لیدی دیمیترسکو به چشم می خورد. روبروی این پرتره، یک سه پایه نقاشی قرار گرفته که روی آن نوشته: «هر پنج ناقوس این سالن را به صدا درآورید». شما باید این پنج ناقوس را پیدا کرده و آن ها را با شلیک تیر و یا ضربه چاقو، به صدا درآورید. محل قرارگیری این ناقوس ها به شرح زیر است:
- ناقوس اول: اولین ناقوس، در سمت چپ همان سه پایه نقاشی، روی یک میز قرار دارد. برای حفظ گلوله های بیشتر، این ناقوس را با ضربه چاقو به صدا درآورید؛ چرا که مجبورید به بقیه ناقوس ها شلیک کنید.
- ناقوس دوم: این ناقوس کوچک، در بالای کمد روبروی سه پایه پنهان شده است.
- ناقوس سوم: هنگامیکه وارد اتاق می شوید، این ناقوس درست روبروی شما قرار گرفته، اما پیدا کردن آن کمی دشوار است. به قاب عکس های خالی دیوار نگاه کنید، چرخ دنده هایی را خواهید دید که در حال چرخیدن هستند. بین این چرخ دنده ها ناقوسی در حال تاب خوردن است که با زمانبندی درست می توانید به آن شلیک کنید. برای شلیک راحت تر، بالای پله ها بایستید.
- ناقوس چهارم: همانطور که بالای پله ها ایستاده اید، ناقوس چهارم را روی لوستر خواهید دید که با یک شلیک تمیز می توانید آن را نیز به صدا درآورید.
- ناقوس پنجم: پیدا کردن این ناقوس بدون راهنما ممکن است زمان زیادی از شما بگیرد. چرا که طبق متن روی سه پایه، هر پنج ناقوس باید داخل سالن باشند، اما ناقوس پنجم در محوطه بیرون قرار گرفته است. همان بالای پله ها بایستید، از پنجره اتاق به بیرون نگاه کنید. برای به صدا درآوردن این ناقوس باید دو بار شلیک کنید؛ یک بار برای شکستن شیشه و بار دیگر برای شلیک به خود ناقوس. با روشن شدن یک شعله کوچک در بالای ناقوس متوجه خواهید شد که زنگ آن به صدا درآمده است.
با به صدا درآوردن هر پنج ناقوس، یک در مخفی در پشت پرتره لیدی دیمیترسکو ظاهر می شود.
5- معما The Azure Eye puzzle (معمای چشم لاجوردی)
ایتان، پس از راه یافتن به اتاق زیرشیروانی قلعه دیمیترسکو، به کمک یک نقشه، از وجود گنجی مخفی به نام Azure Eye در سیاه چال های زیرزمینی با خبر می شود. به کمک کلید Iron Insignia، قفل در اتاق را باز کرده و وارد اتاق شوید. در این اتاق، تابوتی را می بینید که با تیغ هایی احاطه شده است. برای دسترسی به این تابوت، باید Pipe Bomb (بمب لوله ای) را به طرف دیوار ترک خورده سمت چپ پرتاب کنید. با شکستن دیوار، یک آتشدان شعله ور ایستاده را خواهید دید.

به کمک این آتشدان می توانید دو منقل آویزان اتاق را روشن کنید. برای این کار، باید یکی از منقل ها را به طرف آتشدان هل دهید؛ که این کار را می توانید به صورت فیزیکی و یا با شلیک یک الی دو گلوله انجام دهید. سپس نوبت به دومین منقل می رسد. روشن کردن این منقل کمی دشوار است. شما باید به طور همزمان، این دو منقل را به سمت یکدیگر تاب دهید. با روشن شدن منقل ها، معما حل شده و می توانید تابوت را باز کرده و Azure Eye را بردارید.
ایتان قبل از باس فایت دیمیترسکو، حلقه نقره ای را برای ترکیب با Azure Eye پیدا می کند. این حلقه هنگام کاوش در تالار Pleasure، درون یک کشو دیده خواهد شد. این دو را با هم ترکیب کرده و به دوک بفروشید.
خرید تمام نسخه های Resident Evil رزیدنت اویل
6- معما مجسمه چهار فرشته

این مجسمه ها بلیط خروج ایتان از قلعه دیمیترسکو هستند. با این حال، او باید وجب به وجب قلعه را برای پیدا کردن آن ها جستجو کند. در این بخش، بازیکنان به طور طبیعی با نقاب هایی روبرو می شوند، تنها نقابی که پیدا کردن آن کمی دشوار است، Mask of Rage خواهد بود. هنگامیکه روی پشت بام هستید، از شما خواسته می شود که سوار آسانسور شوید – این کار را نکنید. در عوض، همان بالا به دنبال یک زیپ لاین بگردید.
با سوار شدن بر روی زیپ لاین، Mask of Rage را پیدا خواهید کرد. اکنون می توانید سوار آسانسور شوید. با چهار نقابی که در دست دارید به اتاق مجسمه ها برگشته و آن ها را به ترتیب زیر بچینید. این ترتیب از مجسمه سمت چپ در جهت عقربه ساعت می رود:
- Mask of Sorrow (نقاب غم)
- Mask of Pleasure (نقاب لذت)
- Mask of Joy (نقاب شادی)
- Mask of Rage (نقاب خشم)
اگر ترتیب نقاب ها را به درستی رعایت کنید، درب مقابل شما باز شده و به زودی مبارزه با لیدی دیمیترسکو آغاز خواهد شد.
7- معما House Beneviento (خانه بنوینتو)

اکنون که از دست لیدی دیمیترسکو فرار کرده اید، وقت آن رسیده که به خانه بنوینتو بروید. اگر تمایلی به دیدن توهمات و عروسک های ترسناک ندارید، بهتر است برگردید. کل خانه بنوینتو، از ابتدا تا انتها، یک معمای بزرگ است و تماماً در مورد همسر احتمالاً مرده ایتان یعنی میا خواهد بود.
8- معما عروسک میا در رزیدنت اویل

با بررسی قسمت های مختلف بدن عروسک، سرنخ ها و کلیدهایی را پیدا خواهید کرد که برای فرار از خانه بنوینتو لازم است. بنابراین به تک تک بخش هایی که در زیر آمده نزدیک شوید تا موارد مربوطه را بیابید:
شانه سمت راست: با بررسی شانه سمت راست عروسک، کلیدی نقره ای (Silver Key) پیدا می کنید که یکی از درهای قفل شده این اتاق را باز می کند.
بازوی سمت راست: ایتان، با درآوردن بازوی سمت راست عروسک، نمادی به شکل سه چشم بسته که به صورت مثلثی قرار گرفته اند را پیدا می کند. این نماد، در آینده به کارتان خواهد آمد.
پای چپ: از پای چپ این عروسک، یک کلید Winding Key به دست می آورید. اگر در همان اوایل بازی، با جعبه موزیکال برخورد کرده باشید، این کلید برای شما آشنا خواهد بود. بعدها در این خانه به سرنخ های بیشتری در مورد این کلید خواهید رسید.
دست چپ: حلقه ازدواج میا در انگشت دست چپ عروسک قرار گرفته و خونی است.
چشم چپ: با حرکت دادن چشم چپ عروسک، نمادی از یک پرنده ظاهر می شود. این نماد با نماد سه چشمی که در بازوی سمت راست پیدا کرده بودید، مطابقت دارد.
دهان: در داخل دهان عروسک، یک حلقه فیلم وجود دارد که ایتان باید آن را با یک موچین خارج کند. اما در این اتاق هیچ اثری از موچین نیست. بنابراین باید در اتاق های دیگر خانه به دنبال آن بگردد.
9- معما رمز درِ اتاق

دری که ایتان از طریق آن وارد اتاق شده بود، اکنون قفل است. او برای باز کردن این در به یک رمز عبور نیاز دارد و این رمز، با پاک کردن خون از روی حلقه میا، به دست خواهد آمد. با استفاده از کلید نقره ای، قفل درب دیگری از اتاق عروسک را باز کرده به طرف سینک بروید تا خون را بشویید. اکنون با بررسی مجدد حلقه میا، اعداد ۰۵۲۹۱۱ را در قسمت داخلی حلقه خواهید دید. از این رمز برای باز کردن درب قفل شده استفاده کنید.
10- معما جعبه موزیکال در رزیدنت اویل

به راهرو برگردید تا دری را ببینید که باز می شود. در این اتاق، ایتان جعبه موزیکال خانه خود و میا را پیدا می کند. برای نواخته شدن موسیقی، باید سیلندرهای آن را به ترتیب درست بچینید. با استفاده از کلید Winding، جعبه را باز کرده و با دقت به خراش های هر سیلندر، به خصوص دو سیلندر سمت چپ و راست جعبه توجه کنید. از این ها به عنوان نقطه شروع استفاده کرده و سیلندرها را بر اساس آن بچینید. اگر چپ ترین سیلندر را شماره ۱ و راست ترین را ۵ بدانیم، ترتیب قرارگیری سیلندرها به صورت زیر است:
- سیلندر ۲ را با ۱ جابجا کنید.
- ۴ را با ۲ جابجا کنید.
- ۳ را با ۵ جابجا کنید.
- ۴ را با ۳ جابجا کنید.
مجدداً از کلید Winding برای پخش موسیقی جعبه استفاده کنید. اگر ترتیب قرارگیری سیلندرها درست باشد، آهنگی نواخته شده و یک کشوی مخفی از پایین جعبه باز می شود. داخل این کشو، همان موچین مورد نیاز برای خارج کردن حلقه فیلم از دهان عروسک قرار گرفته است.
11- معما پروژکتور

اکنون با موچینی که پیدا کرده اید، به اتاق عروسک برگردید، دهان آن را باز کرده و حلقه فیلم را بردارید. به سمت آسانسور حرکت کنید. اتاقی در سمت راست آسانسور وجود دارد. ایتان با ورود به این اتاق، پروژکتوری را می بیند که رو به یک صفحه نمایشگر قرار گرفته است. یادداشتی در کنار این پروژکتور مشاهده می کنید که به شما سرنخ هایی برای ترتیب پخش فیلم ها ارائه خواهد داد. آن ها را به ترتیب زیر مرتب کنید:
بهترین دوست رز در کل جهان: فیلم اسباب بازی میمون
او واقعاً عاشق داستان پریان است: فیلم کتاب دهکده سایه ها
مهمترین چیزی که در این دنیا داریم: فیلم رز کوچولو
هدیه ازدواج از طرف مادربزرگ: فیلم جعبه موزیکال
اثبات عشق ابدی ایتان: فیلم حلقه های ازدواجشان
پس به ترتیب فیلم ها را از چپ به راست ۱. فیلم اسباب بازی ۲. کتاب داستان ۳. نوزاد ۴. جعبه موزیکال و ۵. حلقه ازدواج قرار دهید.
پس از روشن شدن پروژکتور، ناگهان صفحه نمایشگر به پایین افتاده و درب مخفی پشت کتابخانه باز می شود. با عبور از این درب، وارد یک اتاق کوچک تاریک می شوید که عروسک هایی در آن قرار گرفته است. روی دست یکی از این عروسک ها، قیچی خواهید دید. آن را برداشته و به کمک آن، ابتدا مسیر روبروی خود را باز کنید و تلفن را جواب دهید. سپس به اتاق عروسک میا برگشته و با استفاده از قیچی بانداژهای عروسک را باز کنید تا یک Brass Medallion (مدال برنجی) پیدا کنید.
با در دست داشتن این مدال، به طرف سومین در اتاق عروسک که در انتهای راهرو قرار گرفته بروید تا دری با سه صفحه چرخشی پیدا کنید. ابتدا، مدال برنجی را درون قسمت خالی درب قرار دهید. سپس دو صفحه چرخشی دیگر را با نمادهای نشان داده شده در عروسک میا مطابقت دهید: صفحه بالا سمت چپ را به کلاغی که در حال پرواز به سمت راست است و صفحه پایین را به نماد سه چشم بسته تغییر دهید.
بعد از باز شدن در، وارد راهرو شده و از چاه پایین بروید تا کلید جعبه فیوز را پیدا کنید. از اینجا به بعد، خانه بنوینتو چندان معمایی نیست. به همین دلیل ادامه فرار از این خانه پر رمز و راز را به خودتان میسپاریم.
12- معما هزارتوی چهار لرد

هر یک از چهار لرد این بازی، در مناطق خاص خود دارای پازل هزارتوی منحصر به فردی هستند. برای انجام هر پازل، باید توپی را پیدا کنید که با مشخصات و نشانه های آن لرد مطابقت داشته باشد. در اینجا به بررسی موقعیت مکانی پازل ها و توپ ها میپردازیم.
پازل هزارتوی لیدی دیمیترسکو
خود پازل، درست در کنار دوک در قلعه دیمیترسکو قرار گرفته است. شما باید قبل از شروع مبارزه با لیدی دیمیترسکو، پازل را باز کرده باشید؛ چرا که پس از شکست او، دیگر هیچ راهی برای بازگشت به قلعه وجود ندارد. توپ مورد نیاز برای اجرای این پازل را می توانید در بالای سالن اپرا پیدا کنید. پس از ورود به بالکن این سالن، وارد اتاقک سمت چپ شوید.
فقط مراقب باشید! چون Moroaica روی زمین خوابیده است. توپ درون جعبه ای در گوشه اتاق قرار دارد. اکنون به اتاق دوک در قلعه دیمیترسکو بازگردید و پازل را شروع کنید. هنگام حرکت دادن توپ در این پازل ها باید صبور باشید و محل حفره ها را به خاطر بسپارید. البته در صورت افتادن توپ، می توانید بارها و بارها به تلاش خود ادامه دهید و بدون هیچ محدودیتی، توپ را به خط پایان برسانید.
پازل هزارتوی بنوینتو
شما تا زمانیکه بنوینتو را شکست نداده و از خانه اش فرار نکرده باشید، نمی توانید پازل بنوینتو را انجام دهید. در راه بازگشت به دهکده، مناطق اطراف را بررسی کنید تا در نزدیکی یک باغ کوچک، توپ مورد نیاز خود را درون یک جعبه روی زمین پیدا کنید. این باغ، نزدیک یک خانه و مسیر سرپوشیده منتهی به دهکده خواهد بود. پازل هزارتوی بنوینتو در همان خانه ای است کلید Mistro را پیدا خواهید کرد. درست در همان مسیری که پیش رو دارید. بنابراین برای پیدا کردن این دو، نیازی به طی کردن مسافت طولانی نیست.
پازل هزارتوی موریو
برای دسترسی به این پازل هم ابتدا باید چالش های منطقه موریو را کامل کرده باشید. پس از بازگشت به ابتدای مرحله، با استفاده از میل لنگ درب قفل شده را باز کنید. به راه خود ادامه دهید تا به یک جعبه چوبی مشابه جعبه ای که گنجینه دیمن را در خود داشت، برسید. توپ را برداشته و برگردید؛ چرا که پازل هزارتوی موریو، در ابتدای مسیری که از آن آمده اید قرار گرفته است. در سمت چپ مسیر شما، کلبه چوبی کوچکی وجود دارد که پازل موریو را در این کلبه خواهید یافت.
پازل هزارتوی هایزنبرگ
پس از آنکه به چراغ ها برای متوقف کردن فن های چرخشی غول پیکر شلیک کردید، با استفاه از پله ها یک طبقه بالاتر بروید. در اینجا با یک نقشه کارخانه به همراه یک گاری متحرک مواجه خواهید شد. گاری را به حرکت درآورده و از فضای تنگ مقابل خود عبور کنید. در اینجا یک قالب توپ در چمدان پیدا می کنید. اکنون برای ساختن کلید هایزنبرگ، باید به کارخانه ریخته گری برگردید. سپس منتظر بمانید تا از شما خواسته شود که برای ساختن توپ هم اقدام کنید.
خود پازل درست در کنار فروشگاه دوک در طبقه B4 قرار گرفته است. به دوک نگاه کرده و به سمت راست برگردید. یک در دوتایی مقابل خود می بینید که با ورود به آن، پازل هزارتوی هایزنبرگ را خواهید یافت.
برای دیدن منبع کلیک کنید.
به نام خدا 

انواع مختلفی از بازی های نقش آفرینی وجود دارد. برخی از آن ها به شما امکان کشف دنیاهای ساختنی را می دهند، بسیاری از آن ها داستان های جذابی دارند که باید دنبال کنید و برخی دیگر بر مبارزاتی تمرکز دارند که شما را معتاد خود کرده و وادار میکنند دوباره به بازی بازگردید. در واقع بهترین بازیهای نقش آفرینی، تمامی این ویژگیها را ترکیب میکنند. در این مقاله سعی کرده ایم لیستی از بازیهایی که تاکنون انجام داده ایم را برایتان جمع آوری کنیم. بازیهای بسیار دیگری هم در دسترس هستند، اما زمانیکه به بهترین بازی های نقش آفرینی پلی استیشن فکر می کنیم، این بازیها اولین بازی هایی هستند که به ذهنمان خطور می کنند.
لیست بازی ها
- 1- بازی Kingdom Come: Deliverance
- 2- بازی The Witcher 3: Wild Hunt
- 3- بازی Final Fantasy VII Remake
- 4- بازی Nioh 2
- 5- بازی Nier: Automata
- 6- بازی Diablo III: Eternal Collection
- 7- بازی Bloodborne
- 8- بازی Persona 5 Royal
- 9- بازی The Outer Worlds
- 10- بازی The Elder Scrolls V: Skyrim – Special Edition
1- بازی Kingdom Come: Deliverance

اگر دوست دارید بدانید زندگی در قرون وسطی چگونه بوده است، بازی Kingdom Come: Deliverance را انتخاب کرده و به قلمرو بوهمی بروید. در این بازی نقش آفرینی برخلاف بازی های دیگر، در Kingdom Come: Deliverance، شما یک قهرمان افسانهای یا ناجی یا شخص خاصی نیستید. شما پسر یک آهنگر هستید. جوانی بی نظیر که خود را در شرایط بدی دیده و دوست ندارد کنار بایستد و کاری نکند. انتقام انگیزه اصلی شما است، اما کمک به دیگران هم مهم است.
چیزی که بازی Kingdom Come: Deliverance را از دیگر بازی ها جدا می کند، مبارزه است. مدتی طول می کشد تا به آن عادت کنید، اما مبارزات در این بازی بسیار جذاب و احساسی است. نیازی به گفتن نیست، اگر تاکنون این بازی را نادیده گرفته اید، حتماً آن را در لیست بازیهایتان قرار دهید.
2- بازی The Witcher 3: Wild Hunt

این بازی نقشه های عظیم و متعددی دارد و از نظر اندازه و مقیاس خیره کننده است و به نظر می رسد سی برابر بزرگتر از بازی های قبلی Witcher باشد. این بازی همچنین مأموریت های جانبی بسیاری هم دارد، که به اندازه مأموریت های اصلی داستان جذاب و خوب بودند. نیازی به گفتن نیست، احتمالاً چیزی نزدیک به صد ساعت زمان نیاز دارید تا این بازی را تمام کنید.
بازی Witcher 3: Wild Hunt نیز همه این ویژگیها را دارد. تصاویر زیبا؟ داستانی گیرا؟ مبارزات درگیر کننده؟ چک کنید. نسخه کاملی از بازی را انتخاب کنید که شامل موارد گسترده باشد و مطمئن باشید با یکی از بهترین بازی های نقش آفرینی در پلی استیشن روبرو خواهید بود که بخشی از زندگی شما را اشغال می کند، اما هر دقیقه از آن را دوست خواهید داشت.
3- بازی Final Fantasy VII Remake

اگر دوست دارید بازی ای را تجربه کنید که مضمون ژاپنی داشته باشد، احتمالاً باید بازی Final Fantasy VII Remake را به شما معرفی کنیم. زمانیکه بازی Final Fantasy VII Remake معرفی شد، نسبت به آن مشکوک بودیم. این بازی یکی از بازی های نقش آفرینی برتر بود، اما اطلاعی از نسخه Remake آن نبود، درحالیکه این بازی بی شک یک تجربه مدرن بود.
Final Fantasy VII Remake با پوشش بخشی از داستان حماسی بازی Final Fantasy VII انتظارات ما را برآورده کرده است، در واقع این بازی چیزی کمتر از یک بازسازی کامل و بیشتر از یک مجموعه است. پس فرقی نمی کند که بازی Final Fantasy VII را انجام داده باشید یا خیر، بازی Final Fantasy VII Remake سورپرایزهای بسیاری برای شما دارد. این بازی یکی از بهترین بازی ها در قالب نقش آفرینی است.
4- بازی Nioh 2

بازی اصلی Nioh بینظیر و درخشان بود، اما Nioh 2 از هر نظر بهتر از آن است. این بازی به جای اینکه دنباله بازی قبلی باشد، یک داستان مستقل است. حتی اگر اولین بار باشد که این بازی را انجام میدهید، بازهم برایتان لذت بخش خواهد بود. پس از اینکه شخصیت خود را ساختید، وارد دنیایی خصمانه می شوید، مأموریت ها را یکی پس از دیگری انجام دهید و با پیشرفت بازی، قوی و قوی تر شوید. این بازی سخت است، اما با بالا رفتن سطحتان و جمع کردن غنائم و به دست آوردن بهترین سلاح ها، شانس بیشتری برای شکست دشمنان قدرتمندی که سر راهتان هستند، دارید.
با این حال، چیزی که این بازی را از نسخه قبلی خود جدا می کند، این است که شخصیت شما دارای قدرت شیطانی است. می توانید از آن ها برای مقابله با حملات قدرتمند دشمن استفاده کنید و نبرد را به نفع خودتان پایان دهید و پس از به دست آوردن روح دشمنانی که شکستشان داده اید، می توانید مهارت های آن ها را به دست آورید و امکان دسترسی به حالات حملات آن ها را نیز برای خود فراهم کنید.
5- بازی Nier: Automata

بازی اصلی Nier، زمانیکه اولین بار در سال ۲۰۱۰ منتشر شد، علیرغم اینکه طرفداران خود را داشت، اما خیلی سروصدا نکرد. Nier: Automata که توسط کمپانی Platinum Games توسعه یافته است، عملکرد بهتری داشت. به همین دلیل از زمان عرضه بازی مورد استقبال فراوانی قرار گرفت. همانطور که از یک توسعه دهنده می شود انتظار داشت. این بازی با دنیایی ترکیب شده که نیازمند کشف و بررسی است و همچنین داستانی که واقعاً قابل تأمل است.
Nier:Automata بازیای است که به راحتی می توانید انجام دهید. البته اگر این بازی را انجام دادید، فکر نکنید همه چیز تمام شده است. برای کشف کل داستان، باید چندین بار بازی را انجام دهید. البته اگر به ما اعتماد دارید، مطمئن باشید که خیلی هم دشوار نیست.
6- بازی Diablo III: Eternal Collection

بازی Diablo III: Eternal Collection یک بازی نقش آفرینی است، که بر غارت تمرکز دارد. کامل کردن داستان بازی Diablo III: Eternal Collection آغاز ماجراجویی شما است. سرگرمی اصلی زمانی آغاز می شود که شما به عنوان جنگنده ای قوی اجازه دارید به جلو حرکت کنید. از آن زمان به بعد، این امکان برای شما فراهم می شود که حتی بهتر بتوانید غارت کنید و باعث قوی تر شدن شما می شود.
حالت ماجراجویی بازی نیز راهی آسان برای جستجوی جهان بازی و مزایای بی نهایت را به شما ارائه می دهد. همچنین Rifts و آیتم های خطرناکی برای تکمیل وجود خواهند داشت. اگر عاشق غارت کردن هستید و دوست دارید کمی شیطنت کنید، حتماً باید بازی Diablo III: Eternal Collection را امتحان کنید، این بازی یکی از بهترین بازی های نقش آفرینی پلیاستیشن می باشد.
7- بازی Bloodborne

بازی Bloodborne از کمپانی FromSoftware بازی ای نیست که همه دوست داشته باشند. البته افرادی که عاشق دنیای جنگی، چالش برانگیز و تیره و اتمسفری هستند، حتماً عاشق آن خواهند شد. شما نقش شکارچی موذی را در بازی Bloodborne بر عهده دارید، که قصد نابود کردن موجودات ناپاک را از دنیای تیره و تار دارد. با این حال، یک منفعت شخصی هم وجود دارد؛ خون موجوداتی که شکستشان می دهید، باعث ارتقاء و پیشرفت مهارت های شما می شود.
از خونی که جمع کرده اید، برای قدرتمندتر کردن خود استفاده کنید، با این کار می توانید به طور مؤثرتری از سلاح ها و دیگر تجهیزاتتان در طول سفر استفاده کنید. پس قبل از اینکه در آن مکان بمیرید، از همه آن خون استفاده کنید، زیرا پس از آن از بین خواهد رفت. بازی Bloodborne سریعتر از بازیهای دیگر ژانر روح مانند است. نبود سپر و مکانیکی که به شما اجازه بازیابی سلامتیتان را پس از حمله و ضربه خوردن بدهد، به این معنی است که باید بازی تهاجمیتری داشته باشید. همین موارد به بازی حسی منحصر به فرد می دهند، اگر بازیکن ماهری هستید، در اسرع وقت سراغ این بازی بروید.
8- بازی Persona 5 Royal

با وجود یک داستان کامل ۱۰۰ ساعتی، بازی Persona 5 Royal شاید بزرگترین بازی نقش آفرینی داستان محوری باشد که در حال حاضر برای پلیاستیشن وجود دارد و این بازی یکی از بهترینها است. از هر طرفدار بازی نقش آفرینی، درباره Persona 5 بپرسید و مطمئن باشید که آن ها به شما می گویند که این بازی عالی و شگفت انگیز است. این بازی دارای ویژگیها و محتوای گیم پلی پیچیده ای است. کل طرح بازی دوباره محلی سازی شده و گفت و شنودهای جدید، بهتر از بازی اصلی شده است.
با توجه به اینکه داستان بازی به موضوعاتی جدی می پردازد، شما هنگام جستجو در سیاهچال ها و شکست دادن دشمنان، در جای خود میخکوب خواهید شد. جنبههای شبیه سازی اجتماعی نیز در بازی Persona 5 Royal وجود دارد که باید بین خزیدن در سیاهچال ها و انجام کارهای نیمه وقت، زمانی را هم با دوستانتان بگذرانید.
9- بازی The Outer Worlds

بازی The Outer Worlds از سوی توسعه دهنده بازی Fallout: New Vegas عرضه شده است، این بازی پر از عناصر Fallout ،Mass Effect و Borderlands است و گویی همه چیز را در یک قابلمه ریخته و مخلوط می کند. مانند بازیهای Mass Effect؛ به جای ارائه یک جهان عظیم باز به بازیکن برای جستجو، در بازی The Outer Worlds محیط های بسیار کوچک تری ارائه شده اند که در سراسر سیارات پخش شده اند.
گیم پلی بازی از مجموعه Fallout الهام گرفته است، با این حال شوخی و جذابیتی هم به بازی اضافه شده که حین پیشرفت در بازی باعث خنده و شادی شما می شود. اگر فیلمنامه عالی، شخصیت های عمیق و محیط های زیبا و دل فریب را دوست دارید، حتماً باید بازی The Outer Worlds را امتحان کنید. این بازی بی شک یکی از بهترین بازی های نقش آفرینی در پلی استیشن است.
10- بازی The Elder Scrolls V: Skyrim – Special Edition

مجموعه The Elder Scrolls بهترین دنیای فانتزی را در طول چند سال در اختیار بازیکنان قرار می دهد، که باید به جستجوی آن بپردازند. هیچیک از دنیاهایی که تاکنون دیده اید به اندازه دنیایی که در The Elder Scrolls V: Skyrim خواهید دید متنوع و گسترده نیست. بازی The Elder Scrolls V: Skyrim – Special Edition برای پلی استیشن ارتقاء یافته و یک بازی کامل است.
تصاویر بازی ارتقاء یافته و همه محتواهای بازی در آن گنجانده شده است. افرادی که در این بازی گم میشوند، خود را برای دهها و شاید صدها ساعت در ماجراجویی گم خواهند کرد و بازهم چیزهایی وجود خواهند داشت که کشف نشده باقی بمانند.
اگر بخواهید این بازی را انجام دهید، اصلاً نیازی نیست با مجموعههای قبلی آشنا باشید. داستان بازی منحصر به خود است، تغییرات بسیاری در مکانیسم و سیستم ارتقاء شخصیتها ایجاد شده است، این بازی بیشتر از همیشه توجه تازه واردان را به خود جلب میکند. اگر به دنبال یک بازی نقش آفرینی در پلی استیشن ۴ هستید، شک نکنید این بازی توجه شما را به خود جلب خواهد کرد.
برای دیدن منبع کلیک کنید.
به نام خدا 

این سه مرحله گمشده به نامهای Sewers (فاضلاب)، Jackson Party (جشن در جکسون) و Boar Hunt (شکار گراز)، محتوای داستانی جدیدی به بازی اضافه کرده و باعث میشود بازیبازان بتوانند بیشتر در دنیای جذاب آن غرق شوند. علاوه بر این سه مرحله گمشده، نسخه بازسازیشده بازی لست آف آس ۲ یک حالت بازی جدید به نام No Return را نیز شامل میشود که یک حالت چالشبرانگیز روگلایک است و روشی تازه برای تجربه مجدد این شاهکار را فراهم میکند.
نام این سه مرحله جدید به عنوان “نسخههای اولیه توسعه سه مرحله جدید که در بازی اصلی دیده نشده بودند” ذکر شده است. این عبارت نشان میدهد احتمالاً این مراحل به طور کامل تکمیل نشدهاند و ممکن است برخی بخشهای آنها ناقص باشد. باید منتظر ماند و دید آیا این سه مرحله به صورت تودرتو در داستان اصلی قرار میگیرند یا به عنوان محتواهای اختیاری ارائه خواهند شد.
با اعلام نامهای این سه مرحله گمشده، حدس و گمانها در مورد ماهیت آنها آغاز شده است. به عنوان مثال مرحله Sewers احتمالا شامل مبارزه با موجودات تکاملیافته در فاضلابهای شهر و فرار از آنها خواهد بود. مرحله Jackson Party میتواند جشنی در شهر امن جکسون را نشان دهد که شخصیتهای اصلی در آن حضور دارند. و مرحله Boar Hunt احتمالاً شکار گلهای از گرازهای وحشی را به تصویر میکشد. اما جزئیات بیشتر در این باره هنوز منتشر نشده و باید تا انتشار بازی منتظر ماند.
این سه مرحله گمشده تنها محتواهای اضافی بازی The Last of Us Part II Remastered نیستند. حالت روگلایک No Return نیز وعده چالش تازهای را میدهد و طول عمر بازی را بیش از پیش افزایش خواهد داد. در این حالت بازیبازان باید بدون امکان بازگشت و ریسپان شدن، از مراحل بسیار سخت و پر چالش عبور کنند.

در حال حاضر معلوم نیست استودیوی ناتی داگ در سالهای آینده چه برنامهای برای ادامه مجموعه محبوب The Last of Us دارد. پروژه بازی چندنفره این سری، مدتهاست در وضعیت مبهمی به سر میبرد و حتی شایعاتی مبنی بر لغو شدن آن وجود داشته است. اما اخیراً خبرهایی منتشر شده مبنی بر اینکه ساخت این بازی همچنان ادامه دارد.
علاوه بر این، احتمال ساخت قسمت سوم لست آف آس نیز وجود دارد، چرا که با توجه به محبوبیت بالای داستان و شخصیتهای بازی، بسیاری از طرفداران تمایل دارند ادامه سرنوشت آنها را ببینند. البته باید دید در نهایت ناتی داگ چه تصمیمی در این باره خواهد گرفت. به هر حال، با توجه به نقدها و امتیازات فوقالعاده بالایی که بازی لست آف آس ۲ دریافت کرد، انتظار میرود نسخه بازسازیشده آن نیز یکی از بهترین عناوین منتشرشده برای کنسول PlayStation ۵ باشد و طرفداران پرشمار این سری را راضی نگه دارد.
برای دیدن منبع کلیک کنید.
به نام خدا 
یک طرفدار متعصب بازی Minecraft وظیفه بزرگی را به پایان رسانده و مزرعه سیبزمینی عظیمی را در حالت بقا ساخته است، که ادعا میکند بزرگترین مزرعه سیبزمینی در بازی Minecraft است که تاکنون ثبت شده. اگرچه این ممکن است کمی اغراقآمیز به نظر برسد، اما این مزرعه واقعا بسیار بزرگتر از چیزی است که بیشتر مردم انتظار دارند.
یک نگاه به این ساختهی این بازیکن میتواند این ادعا را ثابت کند. شاید این ممکن است دستاوردی عجیب به نظر برسد، اما حداقل نشان میدهد که جامعه بازیکنان Minecraft هنوز چالشهای عجیب و غریبی برای خود پیدا میکنند که مزرعه سیبزمینی در بازی و مقدار بزرگی آن یکی از موارد موجود است. از زمان اولین عرضه بازی ماینکرفت در سال 2009، طرفداران این بازی محبوب به آزمایش مهارتهای خود با ساخت سازههای عظیم در حالت بقا پرداختهاند. گاهی اوقات این بازیکنان هفتهها، شاید هم ماهها، به صورت دستی منابعی مانند؛ سلاحها، ابزارها، بلوکها و مواد دیگر را جمعآوری میکردند تا ساختههای جدید و چشمگیری ایجاد کنند. این فرایند اغلب خستهکننده است، اما میتواند نتایج شگفتانگیزی به همراه داشته باشد. به عنوان مثال، یکی از طرفداران ماینکرفت یک پایگاه عظیم با موضوع صحرا را در حالت بقا ساخت، در حالی که بازیکن دیگری نسخهای شگفتآور و دقیق از برج ایفل را ساخت. با این حال، به اندازهای که این دو ساخته چشمگیر هستند، هیچکدام از آنها به اندازه بزرگترین مزرعه سیبزمینی در بازی Minecraft که به تازگی توسط یک بازیکن ساخته شده است، نیستند.
یک کاربر Reddit به نام Abuildingcat_ به زیرردیت r/Minecraft رفته و ویدیویی از دستاورد جدید خود در این بازی محبوب سندباکس را به اشتراک گذاشته است؛ یک مزرعه عظیم سیبزمینی که او آن را در حالت بقا ساخته است. این مزرعه با دقیقاً 250,876 سیبزمینی به شکل چشمگیری بزرگ است. واقعا آنقدر بزرگ است که به عنوان بزرگترین مزرعه سیبزمینی در بازی ثبت شده است، حداقل بر اساس آنچه که Abuildingcat_ از طریق اینترنت جمعآوری کرده است. دارنده پیشین این دستاورد که یک کاربر دیگر در Reddit است به نام ssskull_، یک مزرعه در سال 2020 ساخته است که به نظر میرسد حاوی حدود 247,000 سیبزمینی بوده است، بنابراین مزرعه جدیدتر به مقدار قابل توجهی بزرگتر است. ساختن این مزرعه سیبزمینی کار آسانی نبوده است، زیرا 16 روز دشوار طول کشید تا محصولات را در بازی Minecraft به کار بگیرد. البته Abuildingcat_ میتوانست از حالت Creative بازی استفاده کند تا کارها را سریعتر انجام دهد، اما او این کار را انجام نداد. این به دلیل بخشی از آن است که مزرعه سیبزمینی به عنوان یادبود به Technoblade، یوتیوبر مشهور این بازی که در سال 2022 درگذشته بود، ساخته شده است. تولد Technoblade در تاریخ 1 ژوئن بود، بنابراین مزرعه سیبزمینی در بازی Minecraft با هدف گرامیداشت این رویداد ایجاد شده است. به عنوان یکی از بهترین بازیهای سندباکس تمام دوران، بازی Minecraft به بازیکنان انبوهی از انتخابها و اقدامات را میدهد. برخی از بازیکنان از آزادی داده شده به آنها استفاده میکنند تا شهرهای گسترده و با جزئیات و دستگاههای پیچیدهای که با قدرت Redstone کنترل میشوند، بسازند. از طرف دیگر، برخی دیگر وقت خود را صرف ساختن چیزهای جالبتر دیگری میکنند، مانند؛ مزارع سیبزمینی بسیار بزرگ. حداقل در مورد Abuildingcat_، بزرگترین مزرعه سیبزمینی در بازی Minecraft به عنوان یک یادبود دلنشین عمل میکند.
برای دیدن منبع کلیک کنید.
به نام خدا 
ابزارهای مختلفی برای اجرای برنامههای ویندوز در مک وجود دارند که برخی از آنها نیازی به نصب سیستمعامل مایکروسافت ندارند.

امروزه برای اجرای برنامه های ویندوز در مک دیگر نیازی به نصب سیستمعامل مایکروسافت روی محصولات اپل وجود ندارد و به راحتی میتوان از طریق امولاتورها و ابزارهای جانبی توسعهیافته به این منظور، اقدام به نصب برنامه ویندوز روی مک کرد. در مطلب پیشرو به نحوه انجام چنین کاری در کنار معرفی بهترین گزینههای فعلی، خواهیم پرداخت.
اجرای برنامه ویندوز در مک با Wineskin
اپلیکیشن Wineskin یکی از بهترین گزینهها برای فراهم ساختن محیط لازم جهت نصب برنامه های ویندوز روی مک است که به شکل کاملاً رایگان در اختیار دارندگان رایانههای اپل قرار دارد. همچنین برخلاف نمونههای مشابه مثل Wine، این پروژه به صورت مداوم درحال دریافت بهروزرسانی است و میتوان از آن روی مک اواس نسخه ۱۳ و محصولات مبتنی بر تراشههای اختصاصی اپل نیز استفاده کرد.
آسانترین راه برای نصب اپلیکیشن Wineskin روی مک اواس، کمک گرفتن از Homebrew است. در صورتی که این ابزار را روی رایانه یا لپتاپ خود در گذشته نصب نکردهاید، میتوانید با وارد کردن دستور زیر در ترمینال، آن را دریافت و نصب کنید.
/bin/bash -c "$(curl -fsSL https://raw.githubusercontent.com/ Homebrew/install/HEAD/install.sh)"
- پس از به اتمام رسیدن فرایند نصب Homebrew، دستور زیر را در ترمینال وارد کنید و کلید Enter را بزنید.
echo 'eval $(/opt/homebrew/bin/brew shellenv)' >> /Users/$USER/.zprofile
- در ادامه هم دستور پایین را داخل ترمینال تایپ نموده و دوباره کلید Enter را فشار دهید تا اپلیکیشن Wineskin هم روی سیستم نصب شود.
brew install --cask --no-quarantine gcenx/wine/unofficial-wineskin
پیکربندی اپلیکیشن Wineskin
پس از نصب اپلیکیشن Wineskin طبق مراحل گفته شده در بالا، همچنان امکان اجرای برنامه های ویندوز در مک را نخواهید داشت و ابتدا باید تنظیمات مناسب را اعمال کنید. با اجرای Wineskin Winery.app در فولدر اپلیکیشنها یا استفاده از اسپاتلایت در مک اواس، قادر خواهید بود تا اپ جدید را اجرا نمایید.
- در داخل اپلیکیشن Wineskin روی علامت «+» در پایین عنوان Installed Engines کلیک نمایید تا پنجره Add Engine نمایش داده شود.
- از منوی کشویی، آخرین نسخه موجود را انتخاب نموده و سپس روی کلید Download and Install بزنید.
- در پنجره باز شده، میتوانید یک نام دلخواه برای موتور جدید تعریف کنید و سپس روی OK کلیک کنید.
- مدت زمان لازم برای دانلود و نصب موتور جدید به سرعت اینترنت شما وابسته است.

- پس از به اتمام رسیدن فرایند دانلود و نصب موتور جدید، یک نوتیفیکیشن نمایش داده خواهد شد. حالا نوبت به آن رسیده است که روی گزینه Create New Blank Wrapper کلیک کنید.
- در پنجره جدید، یک نام در کادر مشخص شده، وارد کنید. توجه داشته باشید که به این نام در مراحل بعدی احتیاج خواهید داشت؛ پس بهتر است عنوانی کوتاه انتخاب کنید.
- پس از تایپ کردن نام مورد نظر، روی کلید OK کلیک نمایید. در ادامه از شما درخواست میشود تا دو بسته را برای عملکرد صحیح اپلیکیشن، نصب کنید.

- بسته Mono برای اجرای برنامه های Net. ویندوز در مک کاربرد دارد و بسته Gecko نیز جهت نمایش محتوای مبتنی بر HTML بکار میرود.
- پس از به اتمام رسیدن فرایند دریافت و نصب بستههای اشاره شده، یک Wrapper ایجاد خواهد شد.
- به صورت پیشفرض میتوانید Wrapper ایجاد شده را در آدرس زیرا مشاهده کنید؛ اما کلیک روی آن نتیجهای در پی نخواهد داشت.
- Applications > Wineskin > [your wrapper]
- به این منظور روی آن راست کلیک کرده و سپس گزینه Show Package Contents را انتخاب نمایید. در ادامه از میان موارد نمایش داده شده، روی گزینه Wineskin کلیک کنید.

- سپس به ترتیب گزینههای Install Software و Choose Setup Executable را در پنجرههای بعدی انتخاب نمایید.
- در نهایت پنجرهای باز خواهد شد که در آن میتوانید آدرس فایل EXE اپلیکیشن مورد نظر را تعریف نمایید.
- اکنون میتوانید از Wineskin خارج شوید و از لانچپد نمایش داده شده، جهت اجرای برنامه ویندوز در مک بهره بگیرید.
- همچنین اگر اپلیکیشن مورد نظر، نیازی به نصب نداشته باشد، میتوانید در مراحل قبلی به جای Choose Setup Executable، گزینه Copy a Folder Inside را انتخاب نمایید و سپس فولدر اپ را مشخص کنید.

اجرای برنامه ویندوز در مک با Parallels Desktop
اپلیکیشن Parallels Desktop یکی دیگر از گزینهها برای نصب برنامه های ویندوز روی مک است. البته این ابزار، اقدام به نصب ویندوز ۱۱ در کنار مک اواس میکند؛ اما به لطف قابلیت Coherence پس از پیکربندی اولیه دیگر نیازی به تعامل با سیستمعامل مایکروسافت توسط کاربر وجود نخواهد داشت. نحوه کار با اپ مذکور در پایین اشاره شده است.
- ابتدا با استفاده از این لینک، فایل نصب اپلیکیشن Parallels Desktop را دریافت کنید و روی رایانه مک خود نصب کنید.
- در اولین ورود به اپ، گزینه New را انتخاب نموده و سپس روی Get Windows 11 from Microsoft کلیک کنید.
- در نهایت کلید Install Windows را بزنید و صبر کنید تا فرایند دریافت و نصب سیستمعامل به اتمام برسد. توجه داشته باشید که در این حالت، نیاز به لایسنس قانونی ویندوز خواهید داشت.

در صورتی که میخواهید از فایل دیگری اقدام به نصب ویندوز نمایید، در مرحله قبلی، گزینه Install Windows or another OS from DVD or image file را انتخاب نمایید و سپس فرایند نصب را ادامه دهد. توجه داشته باشید که فایل انتخاب شده باید با فرمت ISO باشد.
- بعد از به اتمام رسیدن فرایند، میتوانید یک ماشین مجازی ویندوز ۱۱ جدید ایجاد کنید و سپس اپلیکیشنهای مورد نظر خود را در آن نصب نمایید.
- حالا روی آیکن ویندوز در داک راست کلیک نموده و از منوی View گزینه Enter Coherence را انتخاب نمایید.

اکنون دسکتاپ ویندوز مخفی میشود؛ اما شما همچنان میتوانید به استفاده از برنامههای مبتنی بر آن ادامه دهید. تمامی اپهای نصب شده از طریق Parallels Desktop را میتوانید در فولدر اپلیکیشنها یا از طریق ابزار اسپاتلایت، در اختیار داشته باشید. هنگامی که قابلیت مذکور فعال باشد، اپهای ویندوزی مثل نرمافزارهای بومی مک اجرا خواهند شد. شایان ذکر است که ماشین مجازی ویندوز ۱۱ هنوز در پسزمینه اجرا میشود؛ اما خللی در تجربه کاربری وارد نمیکند.
برای دیدن منبع کلیک کنید.
به نام خدا 
بهروزرسانی ماینکرفت ۱.۲۱ هفته گذشته منتشر شد و تعییرات جالبی را در بازی اعمال کرد. این آپدیت که با نام Tricky Trials شناخته میشود اثری است که بازیکن را به ماجراجویی در تالارهای جدیدی هدایت میکند. اگنس لارسون، کارگردان ماینکرفت این آپدیت را به عنوان «ترکیبی ارزشمند از ماجراجوییهای هیجانانگیز جنگی» توصیف کرده است و خلاصه آن که قرار است تا در این بهروزرسانی با چالشهای بسیاری روبرو شوید.
چه بلوکهای جدیدی به بازی اضافه شده است؟

سه بلوک جذاب و شاخص جدید در کنار تعدادی بلوک تزیینی به بازی اضافه شده که جذاب به نظر میرسند. اطلاعات این بلوکها در ادامه آمده است:
- Crafter - این بلوک با استفاده از رد استون به صورت خودکار کرفتهای شما را انجام میدهد
- Copper bulb - یک منبع نور جدید که با استفاده از مس ساخته میشود
- Trial Spawner - یک اسپاونر جدید که با کشتن موجودات آن میتوانید لوت به دست آورید
موجانگ اعلام کرده که Trial Chamberها نیز با یک سری بلوک مسی جدید تزیین شدهاند. اگر به تریلر منتشر شده از این آپدیت نیز نگاهی بیندازید، درها و پنجرههای شیشهای با قاب مسی طرحدار قابل مشاهده هستند. در این بین نوعی بلوک تراشکاری شده جدید نیز به بازی اضافه شده که برای تزئین محیط کاربرد خواهد داشت.
یک نکته جالب در رابطه با کرفتر وجود دارد. این بلاک به شما اجازه میدهد تا یک فرمول خاص را روی آن ست کنید و با وارد کردن آیتمها عملا یک کارخانه اتوماتیک بسازید. برای مثال شما میتوانید محصولات مزرعه خود مثل گندم را به صورت خودکار وارد این بلاک کرده و از آن نون استخراج کنید.
آیا ماب (موجود) جدیدی به ماینکرفت ۱.۲۱ اضافه میشود؟

بهروزرسانی ماینکرفت ۱.۲۱ قرار است دو ماب به بازی اضافه کند. اولین ماب یک دشمن جدید به نام Breeze خواهد بود. بریز یک موجود المنتال یا عنصرمحور بوده که از نظر ظاهری بسیار شبیه به Blaze است. این موجود آبی و بنفش با بازوها و سر بامزه خود شناخته میشود که به شکل یک گردباد درآمده است. این موجود هنگام حمله، گلولهای ساخته شده از انرژی باد را به سوی شما پرتاب میکند که اگر به بازیکن یا موجودی برخورد کند، منفجر شده و علاوه بر مقدار آسیب کم، شما را به عقب پرتاب میکند. برخلاف همتای آتشین خود، بریز به جای شناور شدن در آسمان با پریدن به اطراف میچرخد، بنابراین ممکن است تعقیب آنها کمی آزاردهنده باشد. البته که کار شما برای یافتن Breeze بسیار سخت خواهد بود چرا که تنها میتوانید این موجودات را در ترایال چمبرها بیابید.
دیگر ماب جدید بازی نوعی اسکلت جدید به نام Bogged خواهد بود. این اسکلت علاوه بر ظاهر جدید خود به شما تیرهای سمی پرتاب خواهد کرد.
لازم به ذکر است که به تازگی شاهد اضافه شدن ماب جدیدی به نام آرمادیلو بودیم، آن هم کمی زودتر از آپدیت جدید ماینکرفت! این موجودات کوچک در آب و هوای گرم مانند ساوانا و بدلندز زندگی میکنند. شما میتوانید پوست این موجودات که به اسم Scutes شناخته میشوند را برداشت و از آن به عنوان زره برای گرگ های رامشده خود استفاده کنید. جالب است بدانید که لازم نیست تا حتما این موجودات را بکشید تا به پوست آنها دسترسی پیدا کنید.
هشت گونه جدید از گرگ که هر یک مخصوص به یک بایم هستند نیز به بازی اضافه شده است. از گرگهای برفی رنگ روشن گرفته تا گونه های راه راه و خالدار و غیره که بسته به سلیقه خود میتوانید هر یک را رام کرده و به ماجراجوییهای خود اضافه کنید.
قطعاً نوع جدید Bogged skeleton که با ۱.۲۱ عرضه میشود، کمتر دوستانه است، که از اتاقهای آزمایشی جدید و همچنین مردابها و باتلاقها تیرهای مسموم را به سوی شما پرتاب خواهد کرد. خوشبختانه، آنها به اندازه بقیه دشمنان مرده قابل اشتعال هستند، فقط مراقب دشمنان باهوشی باشید که زیر درختان پنهان می شوند.
تریال چمبرها (Trial Chamber) چگونه کار میکنند؟

Trial Chamber یک ساختار زیرزمینی است که برای ارائه چالشهای جدید به کاوشگران ماینکرفت طراحی شده است. بلوکهای Trial Spawner در جای جای این مناطق دیده میشوند و البته با اسپاونرهای معمولی نیز تفاوت دارند زیرا تعداد مشخصی از دشمنان را تولید کرده و بعد از کشته شدن آنها به شما جایزه میدهند.
The Mace جدیدترین سلاح ماینکرفت در این اپدیت اضافه میشود
The Mace گرز جدیدیست که به ماینکرفت اضافه شده. در حالت عادی این سلاح دمیج زیادی به شما وارد نمیکند، اما اگر از بلندی به پایین بپرید دمیج شما بسته به ارتفاع سقوط شما افزایش مییابد. جالب آن است که اگر بتوانید به درستی از ارتفاع بپرید و با ضربه زدن به دشمن خود فرود آیید، فال دمیج یا آسیب از ارتفاع نخواهید دید و این مکانیزم میتواند حسابی تجربهی شما را از ماینکرفت متحول کند و روشهای جدیدی برای ماجراجویی در بازی را خلق کند.
آیا بایم (زیستبوم) جدیدی در ماینکرفت ۱.۲۱ وجود دارد؟
بهروزرسانی قبلی ماینکرفت محیطی آمیخته به شکوفههای گیلاس به بازی اضافه کرد که یکی از زیباترین بخشهای ماینکرفت به شمار میرود. به همین دلیل و با وجود اضافه شدن تریال چمبرها منطقی است که محیط جدیدی به بازی اضافه نشود و از همینرو شاهد بایم جدیدی در آپدیت اخیر ماینکرفت نخواهیم بود و نباید انتظار یک زیستبوم جدید را در بازی داشته باشید.
خلاصه آن که:
آپدیت اخیر ماینکرفت تغییرات بسیاری را خصوصا در بخش مبارزات اعمال کرده که میتواند برای طرفدارانی که به دنبال چالش هستند جذاب باشد. از سوی دیگر وجود تالارهای سنجش میتواند تجربهی شما از بازی را چالشبرانگیزتر کند و خلاصه آن که ماجراجوییهای جدیدی انتظار شما را میکشد پس همین حالا بازی خود را به جدیدترین نسخه آپدیت کنید.
برای دیدن منبع کلیک کنید.
به نام خدا 
سرویس ریمیت ادز یکی از جدیدترین راهکارهای ریمیت در مسیر کمک به کسب و کار استریمرهاست که به تازگی در دسترس قرار گرفته است. با این سرویس جدید، میتوانید علاوه بر دریافت دونیت و حمایتهای مالی، از طریق نمایش تبلیغات متنوع و جذب ترافیک کاربران نیز درآمد کسب کنید!
با سرویس ریمیت ادز، کلیک هر کاربر برای شما تبدیل به مبلغی خواهد شد که به کیف پول ریالی شما واریز میشود. شما میتوانید با راهاندازی تبلیغات ریمیت در حساب کاربری خود، برخی تبلیغات را در درگاه دریافت حمایتهای خود به نمایش بگذارید. حال اگر کاربران روی این تبلیغات کلیک کنند، شما نیز مبلغی را به صورت جداگانه دریافت خواهید کرد.
نحوه راهاندازی سرویس ریمیت ادز

- برای راهاندازی قابلیت ریمیت ادز، ابتدا وارد پنل کاربری خود در ریمیت شوید.
- سپس از منوی سمت راست، روی گزینه ریمیت ادز کلیک کنید.
- حال در صورت مطالعه و موافقت با قوانین و شرایط استفاده از این سرویس، روی گزینه تبلیغات درگاه کلیک کنید.
- در آخر نیز گزینه فعالسازی تبلیغات را انتخاب کنید تا سرویس نمایش تبلیغات ریمیت برای شما فعال شود.
با فعالسازی این قابلیت، درگاه شما تبلیغاتی را بازنشر خواهد داد که میتوانید نمونه آن را در تصویر بالا مشاهده کنید. به علاوه، در منو ریمیت ادز در پنل کاربری خود، میتوانید جزئیات بیشتری را در رابطه با تعداد کلیکهای گرفته شده از تبلیغات، میزان درآمد حاصل شده در بازههای زمانی مختلف، و همچنین سوابق مالی که از طریق سرویس ریمیت ادز به کیف پول شما اضافه شده را مشاهده کنید.
توجه داشته باشید که تمامی مبالغ کسب شده از طریق ریمیت ادز به صورت روزانه به کیف پول ریمیت شما واریز خواهد شد و برای دریافت آنها، باید کیف پول ریمیت را فعال کرده باشید. درصورت استفاده نکردن از کیف پول تومانی ریمیت، امکان استفاده از ریمیت ادز هم وجود نخواهد داشت و تبلیغ روی درگاه نمایش داده نخواهد شد. برای اطلاعات بیشتر درباره کیف پول ریالی ریمیت، میتوانید مطلب جامع زیر را در بخش مربوطه مطالعه کنید. همچنین توجه داشته باشید که جهت دریافت درآمد خود از تبلیغات ریمیت، میتوانید از طریق بخش صرافی ریمیت، درخواست تسویه موجودی برای کیف پول تومانی خود را ثبت کنید.
چگونه با تبلیغات ریمیت درآمد بیشتری داشته باشیم؟

نمایش تبلیغات، یک راهکار تازه برای افزایش میزان درآمد استریمرها خواهد بود، اما این کار مستلزم گرفتن کلیک از سوی کاربران است. بدین ترتیب، در صورتی که بتوانید تبلیغ مورد نظر را پروموت کرده و جزئیات آن را برای کاربران توضیح بدهید، کلیکهای بیشتری را خواهید گرفت!
با این وجود، باید دقت کنید که در صورت پرموت کردن تبلیغات ریمیت ادز، حتما به جزئیات تبلیغ مورد نظر اشاره کنید. برای مثال، اگر تبلیغ درباره «سرورهای جدید گیم آپ» باشد، باید در توضیحات خود جزئیات آن را با همین عنوان لحاظ کنید. هرگونه پرموت تبلیغات که صرفا به کلیک روی بنر اشاره داشته باشد، خلاف قوانین بوده و از طرف تیم ریمیت پیگیری خواهد شد.
اطلاعات بیشتر در ریمیت.
به نام خدا 
۱۰. ایتادوری یوجی
انیمه Jujutsu Kisen
ایتادوری یوجی (Yuji Itadori) به عنوان یکی از شخصیت های مهربان انیمه Jujutsu Kisen در قالب شخصیت اصلی به تماشاگران معرفی شده است. ایتادوری همیشه به دوستان خود اهمیت میدهد، و همواره خود را در حفظ جان افراد بیگناه مسئول میداند. با توجه به آخرین حرفهای پدربزرگ ایتادوری، او همیشه به دنبال راهی برای نجات و حفاظت از افراد مختلف میگردد. اما بنا به موقعیت این شخصیت، گاهی اوقات نجات همه افراد برای او امکان ندارد، و به دلیل این موضوع ایتادوری خود را سرزنش میکند.
۹. تانجیرو کامادو
انیمه Demon Slayer
تانجیرو کامادو (Tanjiro Kamado) در ابتدای انیمه Demon Slayer به عنوان تنها مرد خانواده در کنار خواهران، برادران و مادر خود زندگی میکند. شرایط برای تانجیرو به سختی میگذرد، چرا که مسئولیت اعضای خانواده بر دوش او واقع شده است، و تانجیرو باید برای رفاه و تامین غذای آنها به صورت خستگیناپذیر کار کند. با این حال، یک روز اعضای خانواده کامادو توسط یک شیطان مورد حمله قرار میگیرند، و تنها خواهر بزرگ آنها، نزوکو (Nezuko) زنده میماند. تانجیرو پس از این حادثه امید خود را از دست نداد روی نجات نزوکو متمرکز شد. تانجیرو همیشه مراقب رفتار خود است، و سعی میکند گستاخانه عمل نکند. او حتی به دشمنان شیطانی خود نیز اهمیت میدهد، و به آنها محبت میورزد.
۸. میتسومی ایواکورا
انیمه Skip and Loafer
میتسومی ایواکورا (Mitsumi Iwakura) یک دختر ساده دبیرستانی است که رویای تبدیل شدن به یک سیاستمدار را در سر دارد. این هدف او را به سختکوشی سوق میدهد، اما این موضوع بدان معنا نیست که او هرگز وقت خالی برای تفریح کردن را نداشته باشد. میتسومی شخصیتی اجتماعی دارد، همانطور که مناسب یک سیاستمدار است، و به همین ترتیب به راحتی میتواند دوستانی با پیشینههای مختلف پیدا کند. به عنوان موردی دیگر از شخصیت های مهربان انیمهای، میتسومی معتقد است هیچکس را نباید از روی ظاهر قضاوت کرد، و همه لیاقت دوست داشته شدن را دارند. او نهایت تلاش خود را میکند تا به یک دانش آموز نمونه و بهترین دوست حمایت کننده تبدیل شود.
۷. هیمورو
انیمه The Ice Guy and His Cool Female Colleague
هیمورو (Himuro) بر خلاف دیگر شخصیت های مهربان انیمهای از قابلیتی عجیب و متضاد خصلت خود برخوردار است؛ او در شرایط بغرنج یا هنگامی که عصبی است قدرت روح برفی خود را فعال میکند، و محیط اطراف را به جایی مانند قطب یخزده تبدیل میکند. با این حال، هیمورو شخصیتی خونگرم و مهربان دارد، و همواره به دنبال راهی برای جلب توجه همکار زیبای خود، فویوتسوکی (Fuyutsuki) میگردد. با توجه به قابلیت خطرناک هیمورو، او همیشه سعی میکند در مقابل دیگران محتاطانه رفتار کند، و این موضوع به تنهایی شخصیت مهربان او را آشکار میسازد.
۶. یوکی ایتوسه
انیمه A Sign of Affection
یوکه ایتوسه (Yuki Itose) به عنوان موردی دیگر از شخصیت های مهربان انیمهای در این لیست قرار میگیرد. یوکی ناشنوا است اما اجازه نمیدهد این ناتوانی سد راه او شود. او همواره به دنبال راهی برای تجربه مسیرهای جدید میگردد. شخصیت سختکوش یوکی باعث میشود او به یک کاراکتر دوست داشتنی تبدیل شود. ماجراهایی بر حسب علاقه یوکی نسبت به همکلاسی خود ایتسوئومی ناگی (Itsuomi Nagi) روند این انیمه را جالب و تماشاییتر میکند. در حالی که پخش این مجموعه به اتمام نرسیده است، یوکی به عنوان شخصیت اولی دوست داشتنی و مهربان، خود را در دل تماشاگران بسیاری جای داده است.
۵. آنیا فورجر
انیمه Spy x Family
آنیا فورجر (Anya Forger) دختر دوست داشتنی یک خانواده تقلبی است که قابلیت تلهپاتی دارد. آنیا از این قابلیت برای کمک به دیگران، مخصوصاً پدر و مادر جاسوس و قاتل خود استفاده میکند. با این حال، او تحت هر شرایطی سعی میکند چیزی در مورد هویت واقعی خود و دیگران فاش نکند. آنیا به عنوان یک دختر کوچک، بزرگتر از سن خود عمل میکند، و همواره به دنبال راهی برای کمک به والدین خود میگردد، گرچه اعمال او همیشه نتیجه خوبی را به همراه ندارد. او همچنین نسبت به دوستانش محافظهکار کار است و اهمیت بسیاری به آنها میدهد. این خصوصیات باعث میشود تا آنیا به عنوان موردی از شخصیت های مهربان انیمهای خود را در دل تماشاگران جای دهد.
۴. هیتوهیتو تادانو
انیمه Komi Can’t Communicate
هیتوهیتو تادانو (Hitohito Tadano) یک دانش آموز دبیرستانی ساده است. او متوجه یکی از همکلاسهای خود، شوکو کومی (Shoko Komi) که در برقراری ارتباط و صحبت کردن مشکل دارد میشود، و در ادامه برای کمک او میشتابد. تادانو سعی میکند در تمام شرایط قدم به قدم کومی را حمایت کند و پشتوانه او باشد، و حتی پس از هر موفقیت کومی را مورد تشویق قرار دهد. هیتوهیتو تادانو کاراکتری آرام و دوست داشتنی دارد که او را به یکی از شخصیت های مهربان انیمهای تبدیل کرده است.
۳. ماکوتو تاچیبانا
انیمه Free!
ماکوتو تاچیبانا (Makoto Tachibana) یکی از کاپیتانهای باشگاه شنا ایواتوبی است. او علیرغم موقعیت رهبری خود، نگرش مثبت و تقریباً ثابتی برای کمک به هم تیمیهای خود دارد. ماکوتو شخصیتی دلسوز دارد، و تحت هر شرایطی به کمک دوستان خود میشتابد. در یکی از قسمتهای این مجموعه، هنگامی که میبیند ری ریوگازاکی (Rei Ryugazaki) حین شنا در تاریکی به مشکل برمیخورد، در حالی که خود او از تاریکی میترسد، به کمک دوستش میپردازد. با توجه به این تفاسیر، ماکوتو نیز به عنوان موردی دیگر از شخصیت های مهربان انیمهای در این لیست قرار میگیرد.
۲. تاکئو گودا
انیمه My love story!!
تاکئو گودا (Takeo Gouda) قلب بزرگی دارد که وظیفه آن را در عشق ورزیدن به دیگران میداند. اما متاسفانه هنگامی که صحبتی در مورد عشق به میان میآید، تاکئو همیشه خوش شناس نیست. تاکئو پس از آشنایی با رینکو یاماتو (Rinko Yamato) معنی جدیدی از عشق ورزیدن را میفهمد. رابطه او با یاماتو به درستی پیش نمیرود، اما با این وجود نیز تاکئو هر چیزی که سد راه او شده است را میبخشد. تاکئو یک کاراکتر جوانمرد است، او جان و بدن خود را در قبال محافظت از دیگران به خطر میاندازد، و تنها به حفاظت کردن از دیگران اهمیت میدهد.
۱. توهرو هوندا
انیمه Fruits Basket
برای اطلاعات بیشتر کلیک کنید.
به نام خدا 
نگاهی به شخصیت های سریال ونزدی که ممکن است تایپ MBTI شبیه به شما داشته باشند!
دونووان گالپین – تایپ ESTJ
کلانتر گالپین در طول فصل اول تحول شخصیتی قابل توجهی داشته است. او در قسمتهای ابتدایی یک کاراگاه منزوی و سرد و بیروح بود که به حرف هیچکس گوش نمیکرد، اما رفته رفته یاد گرفت تا با اطرافیان خود بهتر ارتباط برقرار کند. این تغییر نشان میدهد او همیشه یک ESTJ بوده است. اگرچه آسیبهای روحی و دشواری در برقراری ارتباط با پسرش بیتاثیر نبوده، اما کلانتر گالپین از آن دسته رهبرانی است که خوب میداند کار کردن با افرادی با دیدگاهها و مهارتهای متفاوت، حتی با استفاده از اطلاعاتی که از طریق قدرتهای روانی ونزدی آدامز به دست میآورد، چه مزایایی میتواند داشته باشد.
یوجین اوتینگر – تایپ INFP
اگرچه یوجین به دلیل علاقهاش به زنبورها اغلب در آکادمی نومور تنهاست، اما او یکی از مهربانترین شخصیتهایی است که ونزدی در دوران تحصیلش داشته است. یوجین در حالت عادی انسانی آرام و بیآزار است اما اگر کسی بخواهد دوستان و عزیزانش را تهدید کند، بسیار خطرناک میشود. او نهتنها احساسات پیچیدهای دارد، بلکه بهشدت متعصب و متعهد است. یعنی اگر هدفی داشته باشد یا بخواهد کاری را انجام بدهد، به هر روش و تاکتیکی دست میزند.
دکتر والری کینبات – تایپ ISFJ
بسیاری از دانشآموزان در آکادمی نومور به یک مشاور ماهر نیاز دارند و والری کینبات بهترین گزینه ممکن است. به عنوان یک فرد با تایپ شخصیتی ISFJ، او همواره در تلاش بوده تا آنچه که برای بیمارانش اهمیت دارد را درک کند و تاجایی که میتواند به آنها در حل مشکلاتشان کمک کند. شاید اطلاعات کمی درمورد زندگی شخصی و پیشینه او وجود در دست باشد، اما رفتارش حتی با سرسختترین بیماران نشان میدهد که کینبات مشاوری دلسوز و مصمم است.
او علیرغم تعهدش به احساسات و نیازهای دیگران، انتظار دارد بهش احترام گذاشته شود و همین موضوع باعث میشود تا مشکلاتی با ونزدی داشته باشد. این امر به ویژه زمانی صادق است که خانواده آدامز به شهر میآیند و باعث هرج و مرج میشوند. درست مثل بسیاری از افراد با تایپ شخصیتی ISFJ، والری کینبات بیشتر در فکر یافتن رضایت برای خود و دیگران است و تنها زمانی از کسی دست میکشد که به وضوح نسبت به ایجاد هرج و مرج و برهم زدن امنیت دیگران ابراز علاقه میکنند.
مرلین تورنهیل – تایپ ESTJ
مرلین تورنهیل شخصیت پیچیدهای است که خودش را وقف برنامههایش میکند در حالی که بهطور همزمان موفق به پرورش و راهنمایی ونزدی شده است. باهوش بودن و مسئولیت پذیری مرلین را در ستون تایپ شخصیتی ESTJ قرار میدهد. افراد با این تایپ شخصیتی در برنامهریزی و توجه به کوچکترین جزئیات نظیر ندارند و همواره منطق را مقدم بر دیگران و احساسات آنها میدانند. البته مرلین در این زمینه کمی افراطی برخورد کرده و به خیلیها صدمه زده است.
بیانکا بارکلی – تایپ ENFJ
تا قبل از اینکه ونزدی وارد آکادمی بشود، بیانکا ملکه نورمور بود. او دائما در حال ارزیابی دنیای اطراف خود است تا ببیند دیگران چه فکری دربارهاش میکنند که یک اقدام رایج از یک تیپ شخصیتی برون گرا و قضاوت کننده ENFJ است. شاید در نگاه اول اینطور به نظر برسد که مظهر بدجنسی است، اما رفته رفته مشخص میشود که بیانکا اصلا انسان بد ذاتی و بدجنسی نیست. بله درسته، او بهشدت رقابتی است، ولی وقتی وسواس خود را برای شکست دادن ونزدی رها کرد، تازه متوجه پتانسیل درونش شد. در کل افراد با تایپ شخصیتی ENFJ، بسیار مهربان هستند و در مواقعی که برای موفقیت به فشار بیشتری نیاز است، میتوان روی آنها حساب کرد.
لاریسا ویمز – تایپ ENTJ
شاید در نگاه اول اینطور به نظر نرسد اما لاریسا ویمز یکی از جالبترین شخصیت های سریال ونزدی است. لاریسا همیشه طبق استانداردهای منطقی زندگی کرده و بههمین خاطر همیشه خیلی سرد و بیروح به نظر میرسد. اما نباید فراموش کرد که افراد با تایپ شخصیتی ENTJ رهبران بسیار خوبی هستند، هم به این دلیل که در شغل خود نظیر ندارند و هم به این دلیل که قادر به حل سختترین مشکلات هستند. البته آنها میتوانند به مرور زمان مغلوب غرور خود بشوند و تمایلی به پذیرش این موضوع نداشته باشند که بهتر از آنها هم در دنیا وجود دارد.
خاویر تورپ – تایپ ENFP
خاویر یکی از پیچیدهترین شخصیت های سریال ونزدی است، زیرا از همان ابتدا که با او آشنا میشوی، نمیدانی درونگرا است یا برونگرا. البته همین فکت که به تایید دیگران نیاز دارد باعث میشود تا در ستون تایپ شخصیتی ENFP قرار بگیرد. خاویر یکی از اعضای انجمن Nightshade است و در حالی که جنبه تاریکی دارد، تمام تلاش خود را میکند تا آن را تحت کنترل داشته باشد. او همچنین در توجه جزئیات نظیر ندارد و قادر به دیدن چیزهایی است که حتی ونزدی هم با قابلیتهای منحصر بهفردش نمیتواند ببیند.
تایلر گالپین – تایپ INTJ
برای درک کامل شخصیت پیچیده تایلر باید دو مورد را بررسی کرد؛ یک اینکه او واقعا کیست و دو اینکه سعی دارد وانمود کند چه کسی هست. طرفداران ممکن است امیدوار باشند که تایلر در فصل دوم به رستگاری برسد، اما اقدامات او تاکنون نشان داده که توانایی تغییر کردن ندارد. جدا از هایو بودنش، تایلر شباهت زیادی با ونزدی دارد، از روابط پیچیدهاش با خانواده گرفته تا وضعیت اجتماعی نهچندان جالبش. او به درونگرایی گرایش دارد و مشتاق است درباره اطرافیان خود بیشتر بداند.
البته این ویژگیهای شخصیتی وقتی نمایان میشوند که او هیولای درون خود را در آغوش گرفته و از ارزیابی و قضاوت خود از دیگران استفاده میکند تا کسانی را که میشناسد عذاب بدهد. این موضوع به ویژه درمورد ونزدی صادق است، زیرا تایلر ونزدی را عاشق خود کرد تا وقتی حقیقت را میفهمد عذاب بکشد. افراد با تایپ شخصیتی INTJ بسیار منضبط هستند و مواردی همچون دیدن الگوها و قرار دادن تیکههای پازل در جای خود نظیر ندارند.
انید سینکلر – تایپ ESFP
انید نمونه بارز یک ESFP است، چون برخلاف ونزدی از دنیا و اتفاقاتی که در آن میافتد لذت میبرد و همیشه سعی میکند نیمه پر لیوان را ببیند. او مهربان، با نمک، جذاب و اهل صحبت کردن است و به روابط خود با دیگران اهمیت میدهد. این مدل افراد در محل کار هم به فضاهای مهیج علاقه داشته و دوست دارند با افرادی دوستانه و پرانرژی کار کنند. شاید بههمین خاطر انید موفق شد علیرغم تمامی چالشها، دید ونزدی را نسبت به عوض کند.
ونزدی آدامز – تایپ INFJ
ونزدی همانطور که از ظاهر و طرز رفتار کردنش پیداست، یک INFJ است. افراد با این تایپ شخصیتی درونگرا هستند و خیلی سخت با دیگران ارتباط برقرار میکنند. آنها تمایل دارند به خواستهها و انگیزههای اطرافیان خود نگاه کنند که کاملا با ونزدی مطابقت دارد. در حالی که او دوست دارد باور کند که منحصرا از منطق برای راهنمایی خود استفاده میکند، اما برداشت جنا اورتگا از این شخصیت محبوب تا حد زیادی به شهود و احساساتش نسبت به دیگران وابسته است. شاید بههمین خاطر گهگاه در تلاش برای شناسایی هاید، دچار اشتباه شده است. البته علیرغم تمامی ضعفهایی که دارد، وقتی تصمیمی میگیرد، تمام تلاش خود را میکند تا به آن پایبند بماند.
امیدوارم که از این مطلب لذت برده باشید. نظر شما در این رابطه چیست؟ جای کدامیک از شخصیتها در لیست خالی است؟ شما از نظر شخصیتی شبیه به کدامیک از شخصیت های سریال ونزدی هستید؟ نظرات خود را در بخش کامنت با ما به اشتراک بگذارید.
برای دیدن منبع کلیک کنید.
به نام خدا 
صد در صد وقتی صحبت از ویدیو گیم میشه بیشتر ما یاد بازی هایی مثل ماینکرافت می افتیم! یکی از معروف ترین و محبوب ترین های ویدیو گیم! البته باید بگیم مجله هایی معروف مثل ویجیاتو و زومجی بی تاثیر نبودن! البته باید بگیم کسی که مارو بیشتر با ماینئکرافت آشنا کرد امین بود! آقای فریمن با معرفی آپدیت ها و پلیر های معروف ماینکرافت مارو بیشتر با این ویدیو گیم آشنا کرد!
به نام خدا 
مریم خواجوی یکی از عوامل موثر در صنعت ویدیو گیم در ایران هست! او خود را ایگونه توصیف می کند...
همیشه دلم میخواست که تجربههام توی ویدیو گیمهای مختلف رو با بقیه به اشتراک بذارم و ساعتها در موردشون صحبت کنم. پس کاری رو دنبال کردم که همیشه آرزوش رو داشتم. داستانهای دارک بازیها، کتاب، پادکست و موسیقی بخش دیگهای از زندگیم رو پر کرده
به نام خدا 
هرچیزی که باید درباره فناوری RCS بدانید!
در ظاهر دعوای گوگل و اپل بر سر حباب سبز و آبی پیامکها است؛ اما مشکل انحصارطلبی اپل و ناتوانی گوگل در عرضهی اپی است که بتواند با iMessage رقابت کند.
یکی از مدیران گوگل در جریان برگزاری مراسم Google I/O 2022 گفت امیدوار است تمامی سیستمعاملهای موبایل به RCS مجهز شوند تا «صرفنظر از دستگاهی که استفاده میکنید، پیامهایتان محرمانه باقی بمانند.» درواقع گوگل داشت بهطور غیرمستقیم از اپل بهدلیل اضافه نکردن فناوری RCS به گوشیهای آیفون انتقاد میکرد و این بار، محوریت انتقادش بر حریم شخصی متمرکز بود.
هیروشی لاکهایمر، معاون ارشد گوگل نیز به این جریان پیوست و گفت: «انحصارطلبی آیمسیج اپل که مشتریان را به خود وابسته میکند، یک استراتژی اثبات شده است. استفاده از فشار همتا و قلدری برای فروش محصولات، برای شرکتی که اصل انسانیت و عدالت را بهعنوان هستهی بازاریابی خود قبول دارد، اقدامی ریاکارانه است. همین حالا نیز استانداردهایی برای رفع این مشکل وجود دارد.»
دعوای گوگل و اپل بر سر فناوری RCS، نسخهی مدرنتر SMS که سازوکار آن را در ادامه توضیح خواهیم داد، سابقهی طولانیتری دارد و جنبههایی فراتر از حریم شخصی را دربرمیگیرد؛ از جمله انحصارطلبی اپل، رنگ متمایز حباب پیامها، ترس کاربران جوان از مورد تمسخر قرار گرفتن بهخاطر نداشتن آیفون و البته اهداف منفعتطلبانهی گوگل و مشکلات بیشمار این شرکت در حوزهی پیامرسانها.
اپل حالا بهدلیل فشارهای اتحادیهی اروپا، پشتیبانی از RCS را بعد از سالها جدال با گوگل برای متمایز کردن قابلیتهای آیمسیج از پیامرسان اندروید، به iOS 18 میآورد؛ اما داستان باز هم به سبک اپل، پیچیدهتر از این حرفها است، چراکه بهنظر نمیرسد کابوس حبابهای سبز و آبی و انحصار قابلیتهای آیمسیج به پایان رسیده باشد.
فناوری RCS چیست و چه فرقی با SMS دارد؟
RCS (مخفف Rich Communication Services به معنی خدمات ارتباطی پیشرفته) مجموعهای از استانداردها برای ارتقای سیستم پیامرسان موبایل است که توسط انجمن سامانهی جهانی ارتباطات سیار (GSMA)، نمایندهی اپراتورهای تلفن همراه در سراسر جهان توسعه یافته است. بهمدد RCS، کاربران میتوانند ازطریق وایفای یا اینترنت سیمکارت، پیامها، تصاویر و ویديوهای خود را با کیفیت بالاتری ارسال کنند و از قابلیتهای دیگری مانند واکنش ایموجی، نشانگر سهنقطه تایپ، چت گروهی و امنیت رمزنگاری سرتاسری در چتهای دونفره بهره ببرند.
تمام این قابلیتها امروزه در پیامرسانهای گوناگون مثل واتساپ و تلگرام موجود است، اما اهمیت RCS و آیمسیج در این است که این خدمات جزو قابلیتهای پیشفرض گوشی کاربر هستند و اگر تمام اپراتورها در سراسر جهان بهدرستی کارشان را انجام میدادند، دیگر نیازی به استفاده از پیامرسانهای دیگر نبود.
در مقابل، ظهور SMS به سال ۱۹۹۲ و روزهای اولیهی تکنولوژی موبایل برمیگردد. این استاندارد محدودیتهای بسیاری دارد؛ مثلاً اینکه پیامکها به ۱۶۰ کاراکتر و فقط متن محدودند و نمیتوان عکس، ویدیو، فایل صوتی یا گیف و استیکر فرستاد. برای این منظور، گوشیها از پروتکل MMS استفاده میکنند که این استاندارد هم محدودیتهای فنی خودش را دارد؛ ازجمله اندازهی بسیار کوچک پیامها و نبود پشتیبانی از رمزنگاری سرتاسری. اما با تمام محدودیتها، پیامک بهاینخاطر که ازطریق شبکهی موبایل اپراتور کاربر فرستاده میشود، در شرایطی که کاربران به اینترنت دسترسی ندارند، به کار میآید و این پروتکل قدیمی به این زودیها منسوخ نخواهد شد.
با RCS کاربران میتوانند ازطریق اینترنت، پیام، تصاویر و ویديوهای باکیفیت ارسال کنند!
تعریف فناوری پیامرسان RCS تاحدی بهخاطر روشهای پیادهسازی مختلف آن، پیچیده است؛ اما بهطور کلی، تنها روش حائز اهمیت در بخش Chat features در اپلیکیشن پیامرسان گوگل پیادهسازی شده، چون تنها سیستمی است که توانسته است تمام اپراتورهای آمریکا را با خود همراه کند.
دلیل وجود روشهای مختلف پیادهسازی RCS این است که هر یک از اپراتورها سعی کرد نسخهی انحصاری و پر از مشکل خودش را داشته باشد، اما درنهایت همه با شکست مواجه شدند. درحالحاضر، بهترین نسخه، «یونیورسال پروفایل» (Universal Profile) نام دارد که پیامرسان گوگل از آن پشتیبانی میکند. مزیت این نسخه این است که تمام اپراتورها میتوانند از آن استفاده کنند تا بدینترتیب، پیامکی که ازطریق Chat features گوشی اندرویدی از اپراتور ژاپنی فرستاده شود، بتواند به دست کاربری در آمریکا برسد.
استفاده از Chat نیازمند اپلیکیشن پیامرسان گوگل است، اما اپراتورها مجبور به پشتیبانی از استاندارد یونیورسال پروفایل نیستند و از این لحاظ، هوشمندانه طراحی شده است. اگر اپراتوری از این استاندارد پشتیبانی کند، کار پیامرسان گوگل راحت میشود؛ اما اگر اپراتوری بخواهد استاندارد مستقل خودش را داشته باشد، گوگل میتواند این تصمیم احمقانه را دور بزند و قابلیتهای RCS را ازطریق سرورهای Jibe خودش به کاربر ارائه دهد. بهعبارت دیگر، گوگل با پیادهسازی کامل یونیورسال پروفایل کاری کرد تا اکثر کاربران اندرویدی بتوانند با استفاده از اپلیکیشن پیامرسان گوگل به قابلیتهای RCS دسترسی داشته باشند.
نکتهای که باید دربارهی RCS به خاطر داشت این است که هرگز بهعنوان جایگزین یا رقیبی برای اپلیکیشنهای پیامرسان مثل تلگرام یا واتساپ در نظر گرفته نشده است. RCS صرفاً نوعی پروتکل ارتباطی بین اپراتورها و بین تلفن همراه و اپراتور است. برای استفاده از RCS نیازی به ساخت اکانت در پلتفرم جدیدی نیست، اما تازمانیکه تلفن و اپراتور کاربر از این فناوری پشتیبانی نکنند، استفاده از آن ممکن نخواهد بود.
اضطراب حبابهای سبز
سه سال پیش، والاستریت ژورنال در گزارشی نوشت استراتژی انحصارگرایانه و بهاصطلاح «باغ محصور» اپل باعث ایجاد فشار اجتماعی بر نوجوانان آمریکایی شده است. آیمسیج پیامهای ارسالی از آیفون در چتهای گروهی را با پسزمینهی آبی مشخص میکند و چندین قابلیت اختصاصی را هم دراختیار کاربران آیفون قرار میدهد، درحالیکه پیامهای کاربران اندرویدی به آیفوندارها سبز رنگ است و فقط به قابلیتهای محدود MMS، نسخهی کمی بهتر SMS، دسترسی دارند.
WSJ: نوجوانان از ترس انگشتنماشدن بهدلیل حباب سبز پیامها آیفون میخرند
طبق گزارش WSJ، «نوجوانان و دانشجویان میگویند از طرد شدن و انگشتنما شدن بهخاطر حباب سبز پیامها وحشت دارند. فشار اجتماعی کاملاً ملموس است و برخی میگویند بعد از کنار گذاشتن آیفون، از سمت دوستان خود طرد شده و انگشتنما شدهاند.»
آن زمان، اکانت رسمی توییتر اندروید در واکنش به این گزارش نوشت: «آیمسیج نباید منفعت خود را بر پایهی آزار و اذیت کاربران قرار دهد. پیام دادن باید ما را به هم نزدیک کند و راهحل آن نیز وجود دارد. بیایید این مشکل را با اتحاد بین کل این صنعت برطرف کنیم.»
احتمالاً خودتان حدس زدهاید که «راهحل» گوگل، همان RCS است که از سال ۲۰۰۸ تاکنون با سرعت حلزونی در حال جایگزینی SMS بوده است. پس از سالها مقاومت، تمام اپراتورهای آمریکایی حالا از RCS پشتیبانی میکنند و بزرگترین شرکتی که کماکان دربرابر پیوستن به این جریان مقاومت میکرد، اپل بود.
رنگ آبی حباب پیامکها نشان میدهد که کاربر آیفون دارد، پیام به تمام دستگاههای اپلیاش ارسال شده و چت کاملاً رایگان است
اپل هیچگاه بهطور علنی مخالفت خود را با RCS اعلام نکرد، اما اسنادی که از دادگاه اپیک گیمز و اپل افشا شد، نشان داد که این شرکت انحصار آیمسیج را بهعنوان سلاح ارزشمندی برای حفظ قدرت و نفوذ خود قلمداد میکند. بهگزارش WSJ، «بین مصرفکنندگان آمریکا، ۴۰ درصد از آیفون استفاده میکنند، اما در گروه سنی ۱۸ تا ۲۴ سال، بیش از ۷۰ درصد، کاربر آیفون هستند.»
این گزارش دلیل محبوبیت آیفون بین جوانان آمریکایی را انحصار اپل بر اپلیکیشنهایی چون آیمسیج عنوان کرد؛ بههمینخاطر، پشتیبانی از RCS و آسانتر کردن تبادل پیام با کاربران اندرویدی، ترسناکترین کابوس اپل تصور میشد.
RCS در آیفون چگونه خواهد بود؟
پشتیبانی آیفون از فناوری RCS خبر بزرگی است؛ شاید حتی بزرگترین خبری که از دل رویداد WWDC 2024 بیرون آمد، دستکم برای کاربران آمریکایی و در کشورهایی که اپراتورهای موبایل از این فناوری پشتیبانی میکنند. اما اپل بهجای در بوقوکرنا کردن این خبر، خیلی سریع از آن گذشت و بیشتر تمرکز خود را به معرفی قابلیتهای انحصاری آیمسیج در iOS 18 اختصاص داد؛ احتمالاً به این دلیل که پشتیبانی از RCS با فشار رگولاتورهای جهانی و گوگل و جو منفی رسانهها (آن جملهی تاریخی «برای مادرت آیفون بخر» تیم کوک را خاطرتان است؟) ممکن شد، نه با رضایت کامل کوپرتینونشینها.
میتوانید RCS را در لیست تغییرات iOS 18 پیدا کنید؟
اپل همچنان به برتری بیچونوچرای آیمسیج اعتقاد دارد و RCS قرار نیست جایگزین اپلیکیشن پیامرسان آیفون شود، بلکه صرفا بهعنوان نوعی بهروزرسانی درکنار آیمسیج ارائه میشود. اپل حتی در صفحهی پیشنمایش iOS 18 هم خبر پشتیبانی از RCS را زیر انبوهی از قابلیتهای دیگر پنهان کرد و فقط به گفتن «RCS بهاشتراکگذاری فایلهای چندرسانهای باکیفیتتر و ارسال گزارش خواندهشدن پیامها را برای افرادی که از آیمسیج استفاده نمیکنند، فراهم میکند» بسنده کرد.
اپل در ژوئن ۲۰۱۱، چند ماه پیش از درگذشت استیو جابز، آیمسیج را معرفی کرد. برخلاف RCS، آیمسیج پروتکل پیامرسانی اختصاصی است که بهطور انحصاری در اختیار اپل قرار دارد و بهطور عادی، تنها بر روی آیفون، آیپد، اپل واچ و مک دردسترس است. ازآنجاکه پروتکل آیمسیج با RCS تا این لحظه در ارتباط نبودهاند، پیامرسان اپل بهطور پیشفرض پیامها و فایلهای چندرسانهای کاربران را بهصورت SMS/MMS برای گوشیهای اندرویدی ارسال میکرده است.
از دید کاربر آیمسیج، انگار کاربران اندرویدی در دوران پیامرسانهای قرونوسطا گیر کردهاند؛ اما این تقصیر اندروید نیست
از دید کاربر آیمسیج، اینطور بهنظر میرسد که کاربران اندرویدی در دوران پیامرسانهای قرونوسطا گیر کردهاند، درحالیکه این قضیه اصلاً تقصیر اندروید نیست. بهدلیل اتکای آیمسیج به SMS/MMS برای ارتباط با اندروید، تصاویر و ویدیوها با کیفیتی بسیار پایین ارسال میشوند و خبری از گزارش پیام خواندهشده و نشانگر سهنقطهی تایپ وجود ندارد؛ بههمینخاطر، ارتباط کاربران آیفون و اندروید در چتهای گروهی تجربهی ناخوشایندی بوده است.
برای اینکه بتوانیم با اطمینان از قابلیتهای RCS در آیفون صحبت کنیم، باید تا زمان عرضهی عمومی iOS 18 احتمالاً تا اواخر ۲۰۲۴ منتظر بمانیم؛ اما یکی از کاربران ایکس که آیفون خود را به نسخهی بتای iOS 18 آپدیت کرده، به کد پنهانشده در آیمسیج برای فعال کردن RCS دسترسی پیدا کرده و از قابلیتهایی چون نمایش دریافت پیام و اشتراکگذاری فایلهای حجیمتر و چت گروهی صحبت میکند. البته در این نسخه هنوز برخی از قابلیتها ازجمله رمزنگاری سرتاسری، پاسخ به پیام، ریاکشن و گزارش پیامخواندهشده در چت گروهی فعال نشده است، اما بهاحتمالزیاد در نسخهی رسمی iOS 18 عرضه خواهند شد.
علاوهبراین، باید منتظر ماند و دید آیا قابلیتهای انحصاری جدید آیمسیج ازجمله «Genmoji» در بستر RCS پشتیبانی خواهند شد یا اینکه کاربران اندرویدی از دیدن ایموجیهای ساختهشده با هوش مصنوعی آیفون محروم خواهند بود.
دستهای پشت پردهی گوگل
زمانی که گوگل داشت از اپل به خاطر انحصارطلبی و خودداری این شرکت از پشتیبانی از RCS انتقاد میکرد، کاملاً فراموش کرد به یک مسئلهی بسیار مهم نیز اشاره کند؛ اینکه در حال حاضر، تنها RCS موجود در اندروید همان نسخهای است که خودش توسعه داده است. دلایلش هم پیچیده است، اما بهطور کلی، گوگل بهخاطر نفوذی که دارد، موفق شد تمام بازار پیامرسانی RCS را گوشهای گیر بیندازد و به سمت خود جذب کند.
درست است که گوگل جامعه کاربران اندرویدی را از شر خودخواهی و سردرگمی اپراتورها نجات داد، اما در عین حال آنها را در نسخه RCS خودش محصور کرد. آن هم به این خاطر که ارسال پیامک ازطریق RCS نیازمند اتصال به سرور است و خود اندروید از RCS در سطح سیستم پشتیبانی نمیکند. هر شرکتی که بخواهد RCS خودش را پیادهسازی کند، هم به منابع بکاند نیاز خواهد داشت، هم به اپلیکیشنی که بتواند به این سرور متصل شود. گوگل هم سرور Jibe را دراختیار دارد و هم اپلیکیشن پیامرسانی که از RCS پشتیبانی میکند، اما توسعهدهندگان متفرقه نمیتوانند اپلیکیشنهایی را توسعه دهند که بتواند به این سرور متصل شود.
تنها RCS موجود در اندروید همان نسخهای است که گوگل توسعه داده است
Chat تنها روش پیادهسازی RCS نیست و فقط نسخهای است که موفق شد سایر اپراتورها را با خود همراه کند. هنوز هم اگر شرکتی بخواهد، میتواند یونیورسال پروفایل خودش را توسعه دهد، اما مشکلِ نبود رابط کاربری در خود اندروید همچنان پا برجا است؛ درنتیجه، شرکتها همچنان مجبورند اپلیکیشن خودشان را برای پشتیبانی از RCS توسعه و توزیع کنند که این موضوع با توجه به نفوذ گوگل، راهشان را برای ورود به بازار اپلیکیشنها دشوار میکند. بهعبارت دیگر، رقابت نسخههای دیگر RCS با نسخهی گوگل با چالشهای بزرگی همراه خواهد بود و این موضوع اپراتورها را از توسعهی RCS مختص خود دلسرد کرده است.
اپلیکیشن Chat مبتنی بر RCS اولین «بُرد» واقعی گوگل در حوزهی پیامرسانها است. گوگل طی سالها از اپل بهخاطر پشتیبانی نکردن از RCS انتقاد کرده و گفته است این اقدام نهتنها حریم شخصی و امنیت کاربران را بهخطر انداخته، بلکه بهخاطر رنگ متفاوت حباب پیامهای آیمسیج، بین کاربران اندرویدی و اپل دودستگی ایجاد کرده است. درحالیکه گوگل ریاکاری اپل را درزمینهی حریم شخصی گوشزد میکند، اپل هم میتواند بگوید گوگل بهطور کامل RCS را روی اندروید تحت کنترل خود درآورده است.
با تمام این حرفها، انگیزه و نیت گوگل از فشار بر اپل برای پشتیبانی از RCS هرچه باشد، این سیستم برای کاربران مزایای زیادی دارد. در کنار تمام قابلیتهای کاربردی نظیر پشتیبانی از اینترنت سیمکارت، چت گروهی و ارسال عکس و ویدئو با کیفیت بالا که ازطریق MMS/SMS ممکن نیست، RCS همچنین از امنیت بیشتری برخوردار است و از رمزنگاری سرتاسری برای گفتوگوهای دونفره پشتیبانی میکند.
با توجه به اینکه اکثر مردم از دستگاههای اندرویدی استفاده میکنند، اپل با خودداری از پشتیبانی از RCS نهتنها بخش بزرگی از جمعیت کاربران اندرویدی را از برقراری ارتباط RCSمحور با کاربران آیفون محروم کرده بود، بلکه حریم شخصی و امنیت مشتریان خود را هنگام ارتباط با کاربران اندرویدی نادیده گرفته بود.
آیا پشتیبانی آیمسیج از RCS به معنی پایان حبابهای سبز است؟
متأسفانه میراث حبابهای سبز و آبی حتی با فعالشدن RCS در آیمسیج ادامه خواهد یافت. اپل تأیید کرده است که حبابهای آبی کماکان نشانگر پیامهای فرستادهشده از آیمسیج و حبابهای سبز نشانگر پیامهای RCS فرستادهشده از گوشیهای اندرویدی خواهند بود. اپل از حبابهای آبی برای القای این حس استفاده میکند که آیمسیج بهترین و امنترین روش برقراری ارتباط برای آیفوندارها است.
پیامهای RCS در آیمسیج آیفون همچنان به رنگ سبز نشان داده میشوند
البته این خبر چندان دور از انتظار نبود، چراکه RCS از ابتدا هم قرار نبود جایگزین آیمسیج شود؛ اول اینکه قابلیتهای آنها یکی نیست و دوم اینکه نمیتوانید با نصب اپلیکیشن گوگل چت در کامپیوتر، بهطور معجزهآسایی به جایگزینی شبیه آیمسیج مک اما مبتنی بر RCS دست پیدا کنید. اپل RCS را صرفا بهعنوان ارتقایی برای SMS و MMS پیامرسان خود اضافه کرده است و قرار نیست پلتفرمهای دیگر به قابلیتهای انحصاری آیمسیج دسترسی داشته باشند.
در گوشیهای اندرویدی، SMS با رنگ آبی و پیامهای RCS با رنگ آبی تیره مشخص میشوند. آنطور که به نظر میرسد، اپل پیامهای آیمسیج را با همان رنگ آبی و SMS و RCS را به رنگ سبز نشان خواهد داد. اپل سال گذشته اعلام کرد که با اعضای GSMA برای بهبود پروتکل یونیورسال پروفایل همکاری خواهد کرد تا رمزنگاری سرتاسری به پیامهای ارسالشده بین کاربران اندرویدی و آیفون اضافه شود؛ اما مشخص نیست افزایش امنیت پیامها که دغدغهی اصلی گوگل برای ترغیب اپل به پشتیبانی از RCS بود، بتواند در نهایت به پایان اضطراب حبابهای سبز بینجامد.
چرا اپل تاکنون از پشتیبانی از RCS خودداری میکرد؟
استاندارد RCS در روزهای اولیه درگیر پروژهها و تلاشهای نافرجامی بود و تا مدتها، گوگل در سوق دادن تمام ذینفعان RCS به سمت هدفی مشترک عملکرد بسیار ضعیفی داشت. برخی از اپراتورها، ازجمله AT&T، T-Mobile و Verizon گروهی را برای پیشبرد این پروتکل تشکیل دادند، اما کمی بعد تصمیم گرفتند با گوگل همسو شوند. حتی سامسونگ هم مدتی تلاش کرد بهطور مستقل RCS را توسعه دهد تا اینکه در نهایت توافق کرد Messages گوگل را بهعنوان پیامرسان پیشفرض گوشیهای خود در آمریکا در نظر بگیرد.
از سوی دیگر، استاندارد RCS برای ساخت پلتفرم پیامرسان واقعاً ضعیف است، چون هنوز به شماره تلفن کاربر وابسته است (البته ویژگیهای جدید یونیورسال پروفایل به کاربر اجازه میدهند بهجای شماره تلفن از OpenID استفاده کند). RCS گوگل ضداینترنت است و در کامپیوتر، ساعت هوشمند و تبلت بهدلیل نبود سیمکارت، کار نمیکند. درواقع گوگل دارد برای حل مشکل انحصار آیمسیج اپل، انحصار اپراتورها را پیشنهاد میدهد.
آیمسیج یکی از ارزشمندترین سلاحهای اپل برای انحصاری کردن اکوسیستم است
علاوهبراین، اپلیکیشن آیمسیج یکی از ارزشمندترین سلاحهای اپل برای انحصاری کردن اکوسیستم خود، بهويژه در آمریکای شمالی است. جدال بین حبابهای آبی و سبز بیش از یک دهه است که در جریان است و محدودیتهای SMS و MMS بهتدریج کاربران iOS را مجبور به کنار گذاشتن کاربران اندرویدی از چتهای گروهی آیمسیج کرده است.
اپل کاملاً بر قدرت آیمسیج برای فروش آیفون واقف است. در سال ۲۰۱۳، کریگ فدریگی، قائممقام ارشد تیم مهندسی نرمافزار اپل وقتی که در ایمیلی داشت دربارهی امکان آوردن آیمسیج به اندروید صحبت میکرد، دقیقاً به این موضوع اقرار کرد و گفت:
با آمدن آیمسیج به اندروید، مانعی که خانوادههای آیفوندار را از خرید گوشیهای اندرویدی برای فرزندانشان باز میداشت، خیلی راحت برداشته میشود.
با این وضعیت، اپل دلیل محکمی برای پذیرش RCS نداشت؛ چرا باید دست رقیبی ناکارآمد را میگرفت و بهطور رایگان به پیشرفتش کمک میکرد؟ حتی تا سال ۲۰۲۲ هم بهنظر میرسید اپل همچنان تمایلی به پشتیبانی از RCS ندارد. تیم کوک در کنفرانس کد همان سال در پاسخ به سؤالی دربارهی RCS گفت: «نمیشنوم که کاربران ما از ما بخواهند انرژی زیادی روی این موضوع بگذاریم.» آن جملهی کذایی «برای مادرت آیفون بخر» نیز حرف آخر تیم کوک دربارهی پشتیبانی از RCS بود، تااینکه پای اتحادیه اروپا و قانون DMA به میان کشیده شد.
اپل لازم نیست برای بهبود تجربهی مکالمهی میلیونها کاربر سراسر جهان، اپلیکیشن پیامرسانش را به اندروید بیاورد. همین که پشتیبانی از RCS را به آیمسیج اضافه کند، کاربران هر دو اکوسیستم میتوانند بهراحتی از تمام مزیتهای ابتدایی ارسال پیامک و فایلهای ویدیویی باکیفیت ازطریق وایفای و بهبود امنیت مکالمههایشان بهرهمند شوند، بدون اینکه لازم باشد تمام آن قابلیتهای زرقوبرقدار آیمسیج را که اپل سالها در حال توسعهی آنها بود، با کاربران اندرویدی به اشتراک بگذارد.
در نهایت، پشتیبانی از RCS به آیفون آمد، اما تبعیض حبابهای آبی و سبز همچنان باقی است.
برای دیدن منبع کلیک کنید.
به نام خدا 

طراحی احتمالی کنسول استریم ابری ایکس باکس به نام XBOX Keystone که ساخت آن متوقف شد، لو رفت.
مایکروسافت پیش از این در حال کار بر روی کنسولی بود که میتوانست بازیهای ایکس باکس را به صورت ابری، استریم کند. این کنسول که با نام Keystone شناخته میشد، احتمالا هیچ وقت به بازار عرضه نمیشود؛ هر چند یکی از اسناد ثبت اختراع مایکروسافت که تا امروز از دید همه پنهان بود، نشان میدهد که این کنسول قرار بود چه شکلی باشد.
این سند که جزئیات آن در رسانه Windows Central منتشر شده است نشان میدهد که ظاهر احتمالی ایکس باکس کیاستون که در سال 2022 ثبت اختراع شده بود، قرار بوده به چه شکل باشد. طبق این تصویر، ایکس باکس کیاستون قرار بوده یک مکعب مربع با اندازه نصف یک ایکس باکس سری اس باشد که درست مانند این کنسول، یک خروجی هوای دایرهای روی آن تعبیه شده است. این طراحی کمی هم یادآور کنسول پلی استیشن یک است که درایو نوری آن روی کنسول قرار داشت. پنل جلویی این کنسول شامل دکمه روشن و خاموش با لوگوی ایکس باکس و یک درگاه USB-A و پنل پشتی نیز شامل درگاههای HDMI، اترنت و ورودی جریان برق است. یک دکمه کوچک نامشخص هم در تصویر دیده میشود که احتمالا دکمه هماهنگسازی و اتصال دسته بازی با کنسول است.

فیل اسپنسر، مدیر عامل ایکس باکس، در سال 2022 عامل اصلی لغو تولید کنسول Keystone را هزینه تولید فراتر از انتظار مایکروسافت عنوان کرده بود. طبق گفته اسپنسر، ساخت این دستگاه باید بین ۹۹ تا ۱۲۹ دلار آمریکا هزینه برمیداشت اما از آن جایی که قرار بود کنسول به صورت باندل با یک دسته ایکس باکس عرضه شود که خود این دسته به تنهایی ۵۰ الی ۶۰ دلار قیمت داشت، عملا تولید آن با قیمت مدنظر مایکروسافت امکان پذیر نبود و در صورت تولید و عرضه این کنسول با آن قیمت، فاصله قیمتی بین این کنسول و کنسول ایکس باکس سری اس که با برچسب قیمتی ۳۰۰ دلاری به بازار عرضه شده بود، به اندازه کافی بزرگ نبود تا خرید آن برای مصرفکنندگان منطقی باشد.
مایکروسافت همان موقع و پس از لغو ساخت این کنسول، تمرکز خود را روی ساخت اپلیکیشن استریم بازیهای ایکس باکس برای تلویزیونهای هوشمند گذاشت و در همان سال یک نسخه اولیه از آن را روی برخی تلویزیونهای هوشمند سامسونگ منتشر کرد. اسپنسر همچنین درباره اینکه آیا ممکن است دوباره پروژه کیاستون را ادامه دهند یا خیر، همان موقع در یک توییت اعلام کرد:
«کیاستون چیزی بود که ما دوست داشتیم تولید کنیم. اواخر بهار ما [برای تولید آن] شروع به همکاری با سامسونگ کردیم. من هنوز هم نمونه اولیه آن را دارم… آیا قرار است روزی ما یک دستگاه استریمینگ داشته باشیم؟ فکر میکنم داشته باشیم اما هنوز سالها با آن فاصله داریم.»
نظر شما درباره این پروژه لغو شده ایکس باکس چیست؟ نظرتان را با ما و دیگر کاربران در میان بگذارید.
برای دیدن منبع کلیک کنید.
به نام خدا 
در سالهای اخیر به موازات آنکه استریم کردن در سرتاسر جهان طرفداران بسیاری پیدا کرد، در ایران هم شاهد موج همهگیری از استریمرها و تماشاگران استریم بودیم که با علاقهی بینظیر و پشتکار بسیاری یکدیگر را مورد حمایت قرار داده و فعالیتهای اینترنتی در ایران را وارد سطح کاملا جدیدی کردند. یکی از محبوبترین موضوعات استریم، استریمهای ویدیوگیمی هستند که از قضا در کشور ما بیشتر از تمامی موضوعات دیگر مورد استقبال قرار گرفته و روز به روز به تعداد فعالان این عرصه افزوده میشود.
این استقبال بینظیر از حوزهی استریمینگ و به ویژه استریمهای ویدیوگیمی، فعالان ویدیوگیمی در ایران را برآن داشت تا با دقت بیشتری روی جنبهی اقتصادی این موضوع تمرکز کنند. نسل جدید گیمرهای ایرانی که بسیاری از آنها یا استریمهای ایرانی و خارجی را تماشا میکنند یا خودشان به استریم کردن میپردازند، به خوبی ثابت کردند که برخلاف فرهنگ ناقص ویدیوگیمی در جوامع ایرانی که به شدت از جای خالی کپی رایت رنج میبرد، اهمیت زیادی برای شرکتها و فعالان جدی این عرصه قائلاند و تا جایی که میتوانند، به روشهای مختلف از آنها حمایت میکنند و حتی به دنبال تهیهی محصولات ارجینال ویدیوگیمی هستند.
مدتی پس از اینکه استریمینگ به طور کامل در جامعهی گیمرهای ایرانی جا افتاد، محدودیتهای موجود در شبکههای مالی داخلی و بینالمللی به خوبی قابل مشاهده بود. استریمرهای خارجی نزدیک به یک دهه بود که در پلتفرمهای استریمینگ مختلف قادر به دریافت حمایتهای مالی از طرف تماشاگران و دنبالکنندگان خود بودند، اما استریمرهای ایرانی – به ویژه آنهایی که در داخل کشور فعالیت میکردند و مخاطبهای ساکن ایران داشتند – به دلایل مختلف از جمله محدودیتهای ایجاد شده توسط تحریمها، به شبکههای مالی بینالمللی دسترسی نداشتند و حتی در صورت مایل بودن دنبال کنندگان و حامیانشان، قادر به دریافت حمایتهای مالی نبودند.
این مشکل نهایتا به لطف سرویس ریمیت به طور کامل حل شد. سرویس ریمیت بیشتر از دو سال است که پا به عرصهی فعالیتهای استریمینگ گذاشته و تمامی محدودیتهای موجود برای دریافت حمایتهای مالی از سوی دنبال کنندگان استریمرها را رفع کرده است. این سرویس در ماههای اخیر تحت مالکیت شرکت سورنا گیمز درآمد و خیلی زود مورد استقبال تعداد زیادی از استریمرهای ایرانی قرار گرفت. در ادامهی مطلب با ما همراه باشید تا به طور کامل با سرویس ریمیت آشنا شویم.
در شهریور ماه سال جاری خورشیدی ریمیت تحت مالکیت شرکت سورنا گیمز درآمد و طی همین چهار ماه عملکرد خیرهکنندهای را از خود بر جای گذاشته
ریمیت چیست؟
سرویس ریمیت در سادهترین توصیف، یک سرویس دریافت حمایتهای مالی آنلاین است که برقراری جریان مالی بین استریمرها و دنبال کنندگان آنها را پس از مدتها امکانپذیر کرده است. استقبال بینظیر استریمرها – چه آنهایی که مدتها به کار استریمینگ مشغولاند و شهرت زیادی کسب کردهاند و چه آنهایی که به تازگی وارد این حوزه شدهاند – از این سرویس حتی از پیشبینیهای انجام شده توسط دستاندرکاران راهاندازی سرویس ریمیت هم فراتر رفته و طبق آخرین آماری که در وبسایت رسمی ریمیت قابل مشاهده است، بیش از ۳۳ میلیارد تومان، مقدار کل حمایتهای دریافت شده از سوی کاربران این سرویس است. توجه داشته باشید که تمام حمایتها فقط و فقط با استفاده از کارتهای عضو شتاب قابل واریز است.
آمارهای به دست آمده از عملکرد سرویس ریمیت، باری دیگر به تمامی فعالان اقتصادی در ایران ثابت کرد که صنعت بازیهای رایانهای که به عنوان پردرآمدترین صنعت سرگرمی جهان شناخته میشود، در ایران هم بازار بسیار بزرگی را به خود اختصاص داده و مهمتر از آن این است که روز به روز به تعداد فعالان جدی و آیندهدار این صنعت داخلی افزوده میشود و به طور کلی چشمانداز بسیار وسیعی را میتوان برای آیندهی آن در نظر گرفت. هم اکنون بیش از ۳۰میلیون گیمر در ایران روزانه با استفاده از پلتفرمهای مختلف بازی میکنند و آمارهای جدید طی سالهای اخیر نشان میدهند که علیرغم نسلهای اولیهی گیمرها در ایران که با مشکلات بسیاری مثل در دسترس نبودن محصولات و بازیهای ارجینال دست و پنجه نرم میکردند، نسلهای جدید گیمرها با وجود تمامی مشکلات اقتصادی، به طور کاملا جدی بازی کردن را دنبال میکنند و با کمک یکدیگر جریان مالی عظیمی را به وجود آوردهاند.
سرویس ریمیت هم امروز به نوبهی خود سهم چشمگیری از این جامعهی بزرگ را به خود اختصاص داده و تا حد زیادی روی پیشرفت اقتصادی آن تاثیرگذار است. سرویس ریمیت باعث شده بسیاری از گیمرهای ایرانی که رفته رفته پا به سن میگذارند و وارد سنین بزرگسالی میشوند، نه تنها با وجود تمامی مشکلات اقتصادی موجود در ایران دست از بازی کردن بر ندارند، بلکه با جدیت بیشتری فعالیت گیمری خود را دنبال کنند و به عنوان یک استریمر، پا به عرصهی استریمینگ بگذارند. اما سرویس ریمیت دقیقا به چه شیوهای در کسب درآمد از طریق بازی کردن تاثیرگذار بوده است؟
این آمار مربوط به شهریور ماه سال 99 خورشیدی است و طی این چهار ماه میتوان گفت نزدیک به دو برابر این مقدار رشد کرده است!
سرویس ریمیت چگونه موثر عمل میکند؟
استریمرها در سرتاسر جهان علاوه بر اینکه استریمینگ را یک تفریح اجتماعی سالم و بسیار سرگرمکننده میدانند، آن را به عنوان یک شغل جدی با آیندهای درخشان دنبال میکنند. با یک جستوجوی ساده در اینترنت میتوانید بسیاری از استریمرهای خارجی را مشاهده کنید که تنها از طریق بازی کردن و استریم آن، درآمدهای چند میلیون دلاری کسب کردهاند در حالی که بسیاری از آنها در سنین نوجوانی فعالیت استریمینگ خود را آغاز کردهاند و حتی پیش از ۲۰ سالگی به درآمدهای آنچنانی رسیدهاند.
آمار و ارقام موجود در رابطه با سرویس ریمیت هم به درستی ثابت میکند که این موضوع تنها مختص به گیمرهای خارجی نیست و استریمرهای گیمینگ ایرانی هم میتوانند درآمدهای میلیونی داشته باشند و تنها از طریق بازی کردن به ثروت آنچنانی دست پیدا کنند. سهولت استفاده از سرویس ریمیت و در دسترس بودن آن برای دنبال کنندگان استریمر ایرانی، باعث شده ارسال حمایتهای مالی برای استریمرها پیچیدگی خاصی نداشته باشد و تنها با چند کلیک ساده انجام شود. این پروسهی مالی به صورت کاملا قانونی و از طریق درگاههای معتبر زرین پال و آیدی پی صورت میگیرد و هرگونه شک و شبههای در راستای ماهیت فیشینگ یا کلاهبرداری بودن آن را به طور کامل از بین میبرد.
بسیاری از گیمرهای ایرانی که به صورت شبانهروزی به تماشای استریم میپردازند، به خوبی با ساز و کار سرویس ریمیت و روش استفاده از آن آشنا شدهاند و دیگر استریمرهای ایرانی از بابت ارائهی آموزشهای مربوطه جهت چگونگی ارسال حمایتهای مالی و استفاده از سرویس ریمیت، هیچگونه نگرانیای ندارند. شما هم به عنوان یک گیمر حرفهای اگر قصد ورود به عرصهی استریمینگ را دارید، به راحتی میتوانید از امکانات سرویس ریمیت استفاده کرده و تنها با بازی کردن و استریم آن درآمد کسب کنید. اما منظور از امکانات سرویس ریمیت چیست و چه تاثیری روی دریافت حمایتهای مالی بیشتر دارند؟
تصویری از داخل پنل کاربری سرویس ریمیت
آشنایی با امکانات سرویس ریمیت
منظور از امکانات سرویس ریمیت، ابزارهایی است که در پنل کاربری این سرویس در دسترس استریمر قرار میگیرند. شما به عنوان یک استریمر پیش از اینکه از امکانات سرویس ریمیت استفاده کنید، باید یک درگاه اینترنتی در زرین پال یا آیدی پی دریافت کنید. دریافت درگاه اینترنتی در وبسایتهای زرین پال و آیدی پی با هیچگونه چالش و مانع خاصی همراه نیست و به راحتی و بدون هیچ هزینهای میتوانید با استفاده از این وبسایتها، درگاه اینترنتی مختص به خود را داشته باشید.
تنها کافی است در یکی از این دو وبسایت ثبت نام کنید و پروسهی احراز هویت خود را به پایان برسانید و توجه داشته باشید که امکانات ارائه شده در این دو وبسایت، تفاوتی با یکدیگر ندارند. پس از اینکه درگاه اختصاصی خود را دریافت کردید، به وبسایت ریمیت مراجعه کرده و حساب کاربری خود را ایجاد کنید. برای شروع فعالیت و استفاده از امکانات سرویس ریمیت جهت دریافت حمایتهای مالی آنلاین لازم است هزینهای را به صورت ماهانه یا دورههای زمانی دیگر، به عنوان شارژ حساب کاربری خود به این سرویس بپردازید. پس از اینکه حساب کاربری خود را در وبسایت ریمیت راهاندازی کردید و پروسهی شارژ حساب خود را به اتمام رساندید، وارد پنل کاربری خود خواهید شد و یکباره به تمامی امکانات و ابزارهای تعبیه شده در آن دسترسی خواهید داشت.
در این پنل کاربری میتوانید درگاه اختصاصی ریمیت خود را شخصیسازی کرده و مشخص کنید که کدام یک از ابزارها و پنجرهها به چه صورتی برای دنبال کنندگانی که قصد حمایت مالی از شما را دارند، به نمایش درآیند.علاوه بر صقحهی اختصاصی درگاه پرداخت، امکاناتی از سوی سرویس ریمیت برای به نمایش درآوردن روی صفحهی استریم شما تعبیه شدهاند که به طور مستقیم روی نرمافزار استریمینگ شما نصب میشوند. اگر با نرمافزارهای استریمینگ آشنایی ندارید، میتوانید در این مطلب به طور کامل با انکودرها و نرمافزارهای استریمینگ مختلف و چگونگی ساز و کار آنها آشنا شوید. این آیتمهای به نمایش درآمده روی صفحهی استریم شما، اطلاعات مختلفی را از روند دریافت حمایتهای مالی شما در استریم درحال اجرا به نمایش میگذارند.
از جمله محبوبترین این ابزارها، نوار هدف است که برای استریم شما یک هدف مالی تعیین میکند. سپس با دریافت حمایتهای مالی، رفته رفته این نوار پر شده و به هدف پایانی و مبلغ نهایی تعیین شده نزدیکتر میشود. استریمرها از این نوار برای در جریان گذاشتن دنبال کنندگان خود از شیوهی خرج کردن مبالغ دریافتی استفاده میکنند و از طرفی نیز آن را در دریافت حمایتهای مالی بیشتر موثر میدانند.
استفادهی هوشمندانه از امکانات سرویس ریمیت میتواند تاثیر بسزایی در مقدار دریافت حمایتهای مالی شما داشته باشد
استفاده از سرویس ریمیت یک روش کسب درآمد برای استریمرهایی است که به طور جدی به حرفهی استریمینگ میپردازند
از جمله دیگر آیتمهایی که میتوانید با استفاده از سرویس ریمیت روی صفحهی استریم خود به نمایش درآورید، جزئیات مربوط به حامیان و تمامی افرادی است که در استریم جاری از شما به صورت مالی حمایت کردهاند. برای مثال میتوانید اسامی حمایت کنندگان و همچنین مبالغ ارسال شده توسط آنها را به صورت لیستهای افقی یا عمودی روی استریم خود به نمایش درآورید یا در قالب هشدارهای ناگهانی، حمایتهای انجام شده را در همان لحظه با ذکر شخص حمایت کننده روی صفحه به نمایش درآورید.
شما میتوانید حامیان هر استریم را به ترتیب مقدار مبلغی که ارسال کردهاند، روی صفحه در قالب یک جدول ردهبندیشده به نمایش بگذارید. بعضی از استریمرها این جدول ردهبندی حامیان را شیوهای برای به راه انداختن رقابت میان دنبال کنندگان و در نتیجه دریافت حمایتهای مالی بیشتر میدانند. علاوه بر این موارد، میتوانید مجموع تمامی حمایتهای مالی دریافت شده در یک استریم را در یک قسمت دلخواه از صفحهی استریم به نمایش گذاشته و تماشاگران را در جریان مجموع مبالغ دریافتی و رشد لحظهای آن قرار دهید. توجه داشته باشید که استفاده از تمامی این امکانات کاملا اختیاری است و میتوانید حتی هیچیک از این ابزارها را مورد استفاده قرار ندهید و صفحهی استریم خود را شلوغ نکنید.
در هر صورت بسیاری از استریمرهایی که از سرویس ریمیت استفاده میکنند، معتقدند که باید به شکل کاملا صادقانه مخاطبین خود را در جریان تمامی مبالغ دریافتی قرار دهند و حتی کمی سختگیرانهتر، شیوهی خرج کردن آنها را با دنبال کنندگان خود در میان بگذارند. اما به طور کلی استفاده از سرویس ریمیت یک روش کسب درآمد برای استریمرهایی است که به طور جدی به حرفهی استریمینگ میپردازند و از آنجایی که وقت کافی برای پرداختن به شغلهای دیگر را ندارند، باید مخارج زندگی خود را از این طریق تامین کنند. از همین رو مشخصا نیازی نیست که دنبال کنندگان خود را در جریان تمامی امورات مالی خود قرار دهید.
از طرفی نیز بسیاری از استریمرها از فرصت پیشآمده کمال استفاده را به عمل میآورند و استریمهایی با هدف جمعآوری حمایتهای مالی جهت ارسال به سازمانهای خیریه برگزار میکنند. پیشینهی استریمرهای خیر ایرانی در برگزاری استریمهای خیریه ثابت کرده که گیمرها و دنبال کنندگان ایرانی عملکرد بسیار خوبی در ارسال حمایتهای مالی جهت استفاده در امور خیریه از خود نشان میدهند. البته باید توجه داشته باشید که این اقدام مسئولیت بسیار سنگینی را برعهدهی استریمر میگذارد و به عنوان استریمری که قصد برگزاری یک استریم خیریه دارد، باید به طور کامل این اطمینان را برای دنبال کنندگان خود حاصل کنید که تمامی مبالغ دریافتی با روش از پیش تعیین شدهای که دنبال کنندگان در جریان آن هستند، به دست نیازمندان خواهد رسید.
در پنل کاربری سرویس ریمیت میتوانید آمار مربوط به مقدار مراجعه به درگاه خود را مشاهده کنید
برای آشنایی بیشتر با ابزارهای پخش زنده ریمیت میتوانید از طریق لینک درج شده به وبسایت رسمی ریمیت مراجعه کرده و به طور کامل با جزئیات تمامی این امکانات و ابزارها آشنا شوید. همچنین اگر سوالی در رابطه با سرویس ریمیت دارید که در موارد ذکر شده به آن پرداخته نشده، میتوانید از طریق این لینک صفحهی پرسشهای متداول ریمیت را مشاهده کرده یا در صورت نیاز با تیم پشتیبانی ارتباط برقرار کنید.
برای دیدن منبع کلیک کنید.
مشخصات و بقیه بخش ها
پیوندها
پیوندهای روزانه
- فالو کردن+
- روبی
- مکس ادز
- بازی هایی که من ساختم!
- My Bird مای برد
- سامر تیل SUMMER TALE I
- جهان اسلام WORLD OF ISLAM I
- سورن آرت
- ورود به RAYgame
- yalda message
- پرشین فوتبال
- Home boost
- AMY.maxbrowser
- نظرت رو به من بگو!!!!!
- ثبت تبلیغ
- view RSS (website)
- view RSS (aparat)
- تماس با من
- مشاهده انلاین فیلم steve jobs2015 از خود سایت
- آرشیو پیوندهای روزانه




